> فقط کافی است دوام بیاوری...
> گاهنوشتههای یک مهاجر افغان
> نوشتن در وبلاگ نوشتن در طاق آسمان است
> ترجمه شعری از ریچارد براتیگان
بهبه! چه گلپسری! بیا یه لیوان دیگه بنزین بخور میخواییم ازت فیلم بگیریمُ توی تلویزیون نشون بدیم...
سهـ چهار روز پیش برنامههای خبری تلویزیون فخیمه ایران با ذوق و شوق تمام گزارشی را به «سمع و نظر» بینندگان خود رساندند که درباره بنزیننوشی کودکی از ساکنان شمال کشور تهیه شده بود. در این گزارش تیم خبرنگاری باشگاه خبری وابسته به صداوسیما، با یک بطری بنزین به سراغ کودک روستاییای رفته بود که عادت به نوشیدن بنزین پیدا کرده. برخورد دوربین و خبرنگار تلویزیون نشان از ذوقزدگی داشت. خانواده کودک بیچاره نیز از حضور دوربین تلویزیون در منزلشان خوشحال بودند. والدینش با شعف گفتند فرزندشان از چهار سالگی نوشیدن بنزین را شروع کرده و وقتی او را نزد پزشک بردهاند هیچ نشانی از عوارض نوشیدن بنزین را در بدن او تشخیص نداده است. [لابد بنزین هیچ رسوبی هم ندارد!]
کودک به نوشیدن بنزین عادت کرده و طبق گفته والدینش اگر بنزینی برای نوشیدن پیدا نکند، یواشکی از باک موتورسیکلت مهمانانشان بنزین کشیده و مینوشد. تلویزیون صحنه بازسازیشدهای را هم نشان داد که در آن پسرک یواشکی در حال خالی کردن باک موتور مهمانشان بود. پسربچه، جلوی دوربین، هم بنزینی را نوشید که صدا و سیما برایش هدیه برده بود و هم بنزینی را که مثلا یواشکی از باک موتور خالی کرده بود. والدین و مهمانان و عوامل خبری هم لبخند شادی و رضایت به لب داشتند. کودک در داخل خانه نیز بنزین را از یک بطری به بطری دیگری خالی میکرد و سر میکشید و با بنزین بازی میکرد.
آخر سر هم خبرنگار تلویزیون گزارشش را با لبخند و تقریبا اینطور تمام کرد که اگر سهمیه بنزین کاهش پیدا بکند، چه کسی قرار است به نیاز بنزیننوشی این کودک پاسخ بدهد.
در خانواده و محیطی بیدانش و فقیر کودکی برحسب عواملی بنزین مینوشد، بیمار نمیشود، بعد از مدتها نوشیدن بنزین و عادت پیدا کردن به این نوشیدن، او را نزد پزشک میبرند و پزشک هم نشانهای از عوارض بنزیننوشی در وی نمیبیند و بنابه گفته والدین بچه، حتی میگوید که انجام این کار برای این بچه ضرری ندارد. مگر ممکن است؟؟!! این پزشک کیست؟ چرا جلوی دوربین حضور ندارد؟ آیا چیزی از رسوب مواد موجود در بنزین میداند؟ بچه بیچاره معتاد به نوشیدن بنزین شده و به جای بردن او نزد پزشکان متخصص و نیز متخصصان روانپزشکی برای اینجا تنفر نسبت به بنزیننوشی در وی، تلویزیون به این کار او پروبال هم میدهد و شادمانه آن را سوژه گزارش سبکسرانه خود میکند.
با این همه جذابیتی که در این سوژه نهفته حتی مقامات استانی میتوانند از این بچه به عنوان یک جاذبه گردشگری هم استفاده کنند و مسافران محترم با سفر به آن روستا و پرداخت مبلغی به خانواده بچه، بنزیننوشی وی را تماشا کنند!!!
چقدر خوب میتوانند با یک معضل به مثابه یک امر تفننی برخورد بکنند. آیا والدین یا کودک دیگری پیدا نخواهد شد که برای سوژه تلویزیونی شدن، عملی مشابه را به انجام برساند؟ پروبال دادن به کار این کودک و تشدید عمل وی، بیتردید در آینده عوارض تلخی برای سلامتی او به همراه خواهد داشت. آیا دوربین خبرساز صداوسیما پاسخگو خواهد بود؟ لابد حضرات خوب آموختهاند که چگونه همواره به دیدن نیمه پر لیوان بپردازند. این هم نیمه پری بود که به ما نشان دادند. یاد گرفتهاند چگونه گزارشی مثبت از موضوعی منفی تهیه کنند. در بیماری، شادمانگی ببینند و در فقر، تعالی و در فقدان امکانات، ایمان.
مسوولان واحدهای پخش خبر هم به جای حذف این گزارش، سر از پا نشناخته اقدام به پخش آن کرده بودند. احتمالا پخش این گزارش با روز جهانی کودک مقارن بوده است!!!
یک تحلیل کامل در این مورد... کلیک کنید
