> فقط کافی است دوام بیاوری...
> گاهنوشتههای یک مهاجر افغان
> نوشتن در وبلاگ نوشتن در طاق آسمان است
> ترجمه شعری از ریچارد براتیگان
نوشته: عصمت برکان/ İSMET BERKAN
چندی است انتشار مطالب مرتبط با سیاست خارجی ترکیه در مطبوعات آمریکا و اروپا از نظر تعداد رشد چشمگیری یافته. در مقطع اخیر نیز نوشتههای روزنامهها و مجلههای متفاوت غربی درباره ترکیه پیرامون موضوع زیر بوده: آیا ترکیه رویکرد سیاست خارجی خود را از غرب به شرق معطوف کرده است؟
در همه کشورها سیاست خارجی از خواست و گرایش عمومی مردم آن کشور متاثر میشود. در صورت نگاه کردن از چارچوب گسترده مفهوم مذکور، تغییر رویکرد ترکیه از غرب به سوی شرق دیگر حادثه یک شبهای نخواهد بود که بر اساس سلیقه حزب حاکم به وقوع پیوسته باشد؛ اما مطبوعات غربی با اطلاعات اندک و تحت تاثیر بحثهای مرتبط با رشد یا رکود اقتصادی به قضاوت پرداخته، به عنوان نمونه مینویسند: «ترکیه از ژانویه امسال و بعد از وقوع حادثه One minute در نشست داووس، در روابط خود با اسرائیل در قیاس با قبل کاملا به حفظ فاصله توجه نشان میدهد.» در واقع مطبوعات غربی منشاء استقرار وضعیت کنونی در مناسبات آنکارا، تلآویو را در نهایت تا سخنان انتقادی اردوغان از نخستوزیر وقت اسرائیل، اولمرت، در جریان حمله این کشور به غزه ریشهیابی میکنند. به تازگی نیز حذف هواپیماهای جنگی اسرائیل از مانور نظامیای که قرار بود به صورت مشترک با ترکیه برگزار شود و انتقاد آمریکا و اسرائیل از این رفتار آنکارا و سپس پخش سریالی حاوی دیدگاههای ضدیهود از شبکه دولتی ترکیه(TRT) تنش بین دو کشور را به اوج رسانده است. رسانههای اسرائیلی هر روز با کالبدشکافی تنش موجود و خبررسانی پیرامون آن شرایط را بحرانیتر نشان میدهند و از دیگر سو بنیادهای فکری نزدیک به لابی یهودیان در آمریکا همین خبرها را در روزنامههای آمریکایی منتشر میکنند.
حالا همزمانی بحران یادشده با سفر اردوغان به ایران را هم در نظر داشته باشید. نخستوزیر ترکیه در تهران با بیان اینکه ایران حق دارد به فنآوری صلحآمیز هستهای دست بیابد، افزوده: «در حالیکه در منطقه ما کشور دیگری هست(اسرائیل) که سلاح هستهای در اخیتار دارد، بحث روی موضوع ایران چقدر میتواند درست باشد؟» البته اگر جمله پرسشی فوق را از بین گفتههای اردوغان نادیده بگیریم مشاهده خواهیم کرد در موضوع هستهای ایران، بین موضعگیری وی و سخنان رئیسجمهور آمریکا هیچ تفاوتی وجود ندارد. اکنون چانهزنیهای بینالمللی بر سر استفاده ایران از فنآوری صلحآمیز هستهای به مرحله بسیار مهمی رسیده و احتمال حمله نظامی غرب یا اسرائیل به ایران، بهرغم موضعگیریهای چند سال گذشته، رفتهرفته کاهش مییابد. ترکیه و غرب در موضوع ایران به یک زبان سخن میگویند، اما به صورت کامل مشخص نیست که اسرائیل در موضوع یادشده با لحن غرب(یا با لحن ترکیه) سخن خواهد گفت یا نه.
نزدیکی ترکیه و سوریه نیز به عنوان دلیلی دیگر بر رویکرد آنکارا به شرق مورد توجه قرار میگیرد، در حالیکه اگر تلاشهای ترکیه در موضوع سوریه با دقت مورد ارزیابی واقع شود، خواهیم دید هدف آنکارا در این روند کوشش برای خارج کردن قطعی سوریه از محور ایران و کمک به همراه کردن دوباره آن با روند جهانی(البته در اصل با ساختار غرب) بوده است. به عقیده دستگاه دیپلماسی ترکیه اگر سوریه که در دوره بشار اسد به تاثیرپذیری از ایران پرداخته بتواند از زیر تاثیر تهران خارج شده و به همراهی با غرب بپردازد، این رویداد علاوه بر سودی که عاید مردم سوریه خواهد کرد، امیتازی مثبت نیز در حل مساله اسرائیل، فلسطین به حساب خواهد آمد.
اکنون در موضوع سوریه پیشرفتهای بسیار مهمی به دست آمده و این کشور گام به گام به ساختار غرب نزدیکتر میشود. تغییرات به وقوع پیوسته در مناسبات شام، بیروت را هم میتوان در همین چارچوب مورد ارزیابی قرار داد. در حالیکه سوریه از روز تشکیل لبنان همواره آن را به چشم یکی از استانهای خود دیده و از به رسمیت شناختن آن خودداری میکرد، چندی است به تبادل سفیر با این کشور نیز پرداخته است.
اساس سیاست خارجی ترکیه شاهد وقوع تغییر مهمی نبوده، اما در نحوه اجرای همین سیاست خارجی تغییر بسیار مهمی صورت پذیرفته و این درست همان نکتهای است که مطبوعات غربی را به دلیل ناآشنا بودن با ماهیت آن به سمت تشخیص و تحلیل اشتباه سوق میدهد. اکنون آنکارا در عمل به شکلی جدی و باثبات، سیاست خارجی فعالی پیش گرفته و شاید نخستین بار در طول تاریخ باشد که سیاست خارجی آنکارا در یک بازه زمانی طولانی، نه حالتی واکنشی که شکلی کنشمندانه و حسابشده پیدا کرده. یعنی در واقع سیاست خارجی ترکیه از حالت منفی خارج شده و رفتاری آیندهنگرانه پیدا کرده است؛ رفتار فعالی که میکوشد یا از وقوع برخی حوادث جلوگیری کرده یا سمت و سوئی دلخواه به روند اتفاقات بدهد. سیاست کلان ترکیه همانی است که پیشتر بوده، اما اجرای این سیاست در عمل دستخوش تغییراتی بنیادین شده؛ چندانکه که وقوع این تغییرات نوعی آشنازدایی سیاسی به حساب میآید.
رویکرد جدید سیاست خارجی ترکیه هم از طرف اقشار متفاوت مردم و هم از سوی رسانههای گوناگون کشور مورد حمایت قرار گرفته است. در اینجا منظورم از رسانهها، همه رسانههای فعال در ترکیه است. اگرچه در بسیاری از موارد مربوط به سیاست داخلی رسانههای ترکیه به دو بخش موافق و مخالف تقسیم میشوند، در مقوله سیاست خارجی فعال همگی به اتفاق نظر رسیده و به حمایت از آن میپردازند.
منبع: روزنامه رادیکال، چاپ ترکیه، سوم نوامبر ۲۰۰۹
