> لابیهای نژادپرستانه ایرانی را در رایگیرهای اینترنتی تشویق نکنیم
> مسافر غریب قطعه هشتادوپنج پرلاشز
> برای تو که سالروز ازدواج مان گوشه انفرادی هستی/ ژیلا بنییعقوب
> نمونههایی از رفتار یک دولت غیرتوسعهگرا
نوشته: کیلیچ بوغرا کانات/ kılıç Buğra Kanat
نام او در عرصه مناسبات بینالملل دست کم به اندازه یک رئیسجمهور مورد بحث قرار گرفته. هر کجا بحرانی اقتصادی به وقوع بپیوندد یا بازار بورسی به زانو درآید و نیز پس از ظهور هر حرکت اجتماعی در آسیای میانه و اروپای مرکزی و شرقی، نام وی در بین و حتی در صدر مسببین امر به چشم میخورد. گفته میشود این مرد در دور پیشین انتخابات ریاستجمهوری آمریکا میلیونها دلار به نفع کمپین ضدبوش هزینه کرده و جزو پیشاهنگان این کمپین به حساب میآمده. نام او «جورج سوروس»(George Soros) است.
این فرد نام آشنا که شاید شهرتش را بیش از هر شخص دیگری مرهون حاکمیت تئوری توطئه باشد، سال ۱۹۳۰ در مجارستان به دنیا آمده و پس از تحصیل در لندن در رشته اقتصاد، راه ایالات متحده را پیش گرفته. او در آمریکا پس از گردآوری ثروتی عظیم از طریق شرکتهای سرمایهگذاری، پیگیری مستمر موارد مربوط به توسعه سیاسی را جزو برنامههای خود قرار میدهد. سوروس همزمان با پایان جنگ سرد به تلاشهایش در بلوک شرق در خصوص آنچه خود آمادهسازی این جوامع برای دموکراسی و جهانیشدن مینامید، سرعت بیشتری بخشید.
سوروس که نامش در روند جابجایی قدرت در کشورهای کمونیستی سابق بسیار شنیده شده، بنیانگذار و بزرگترین سرمایهگذار «انستیتو جامعه باز»(Open Society Institute) به حساب میآید. وی توسط دفترهای محلی انستیتوی یادشده، صدها تشکل مدنی را در سراسر دنیا مورد حمایت قرار داده و با تامین بورسهای تحصیلی و نیز از طریق «دانشگاه اروپای مرکزی»(Central European University) که در بوداپست، پایتخت مجارستان آن را تاسیس کرده، به مقوله آموزش اهمیت زیادی نشان میدهد. او در صربستان و در جریان خیزش مخالفان علیه میلوشوویچ به چهرهای بحثانگیز برای مردم بلگراد بدل شد و سپس ارتباط نهادهای وی با موضوع جابجایی قدرت در گرجستان مورد توجه قرار گرفت. علاوه بر اینها نام سوروس و بنیادهای او در سالهای اخیر با انقلاب نارنجی اوکراین و انقلاب لاله قرقیزستان که به حکومت آقایف پایان داد نیز گره خورده است. در اوزبکستان حکومت کریمف فعالیت تشکلهای مرتبط با انستیتو جامعه باز را ممنوع دانسته و در آخرین دور انتخابات ریاستجمهوری ج.آذربایجان هم نام سوروس به عنوان یکی از حامیان جریان مخالف الهام علیاف شنیده میشد. سوروس که شهرتش فقط به کشورهای مذکور محدود نمانده، در افکار عمومی ترکیه هم نامی آشناست. وی چند بار به ترکیه سفر کرده و گروههای سیاسی این کشور از چپ گرفته تا راست، در سالهای اخیر بارها یکدیگر به داشتن ارتباط با سوروس و طرفداری از وی متهم کردهاند. در ترکیه استادان دانشگاهی هم که با بورس انستیتو جامعه باز به ادامه تحصیل میپردازند و نیز برخی نهادهای مدنی مورد حمایت بنیاد سوروس از این نوع اتهامات بینصیب نماندهاند.
روزنامهنگاران و تحلیلگران بسیاری در سراسر دنیا سوروس را موضوع مطالب خود قرار داده و هر یک درباره زندگی، افکار و اهداف وی ارزیابی متفاوتی ارائه کردهاند. شاید همین دریافتهای متفاوت بوده که باعث شده سوروس با انتشار کتابی به معرفی خود بپردازد. وی که از ورشکستگی بانک انگلستان(Bank of England) گرفته تا بحران اقتصادی آسیا در سال ۱۹۹۷، در مسائل بسیاری به عنوان مقصر شناخته میشود، در این کتاب ضمن رد انتصاب مسوولیت کامل موارد مذکور به خود، میپذیرد در برخی موضوعات یادشده، هرچند به صورت حداقلی، تاثیرگذار بوده است. علاوه بر این او با تاکید بر اینکه بنیادهایش در کشورهای بلوک شرق سابق از حرکتهای بومی مدافع استقرار جامعه باز حمایت میکنند، از تلاشهای خود برای رشد فرهنگی، علمی و آموزشی کشورهای مذکور سخن به میان آورده. سوروس مینویسد: «تلاش برای زیباتر کردن جهان یک رویای همگانی است. من یکی از افراد خوششانسی هستم که موفق شده رویای خود را به واقعیت پیوند دهد.» او معتقد است برای رسیدن به موقعیت متفاوت کنونی سه امیتاز مهم را در زندگیاش به دست آورده: ۱)ایجاد یک چارچوب مفهومی اختصاصی برای درک هرچه بهتر تاریخ. ۲)داشتن باورهایی به غایت سفت و سخت در دو مقوله اخلاق و سیاست. ۳)داشتن پول بسیار.
یکی از نخستوزیران سابق مقدونیه، برانکو کرونکوفسکی درباره سوروس از تعبیر «دولتمرد بیدولت» استفاده کرده؛ تعبیری که به مذاق سوروس نیز بسیار مطلوب آمده است.
سوروس در کتابش از بزرگترین هدف خود مبنی بر استقرار جهانی اندیشه جامعه باز و از راههای رسیدن به این آروز به صورت غیربسیط سخن به میان آورده. در آنچه وی به عنوان نسخهای برای رسیدن به این هدف عرضه کرده ضرورت تقویت نهادهای بینالمللی و افزایش میزان آزادیها جلب توجه میکند. او محصور ماندن اندیشه جهانی شدن در چارچوب جنبه اقتصادی را مورد نقد قرار داده، مفهوم حاکمیت را در تضاد با نظم نوین جهانی دانسته، حل مسائل جهانیای چون مساله مسابقه تسلیحات هستهای و بحران انرژی را به وسیله گفتمان حاکمیتی کنونی جهان غیرممکن ارزیابی میکند. به عقیده سوروس لازمه حل بسیاری از مسائل جهان همکاری بین دولتهاست و رویکردهای خشن و تکجانبه جز تهدید مدنیت کارکرد دیگری ندارد. از این منظر بیترید مسوولیت بزرگ معطوف دولت آمریکاست. به باور سوروس در آینده از زاویه رهبری جهانی، در موارد ناتوانی آمریکا این اروپا خواهد بود که باید به ایفای نقش بپردازد و اکنون وقت آن فرارسیده که اروپا رفتاری فعالانه در قبال روند جهانی شدن از خود نشان دهد. نویسنده که خود را هم اروپایی و هم آمریکایی میداند با اشاره به نیاز اروپا به فعالیت یک بنیاد جامعه باز در این قاره، به طرح آینده خود برای جهان عرب اشاره کرده تاکید میکند: در طرح من برای آینده، تشکیل یک نهاد فرهنگی پیشبینی شده که این نهاد باید بتواند کل دنیای عرب را مخاطب خود قرار دهد. من آماده تامین منابع مالی تحقق این نهاد فرهنگی هستم، اما پیشگامان و رهبران محلی هم میتوانند در تحقق این هدف به کمک ما بیایند.
منبع: ضمیمه کتاب روزنامه زمان، چاپ ترکیه، شماره ۱۱
