> فقط کافی است دوام بیاوری...
> گاهنوشتههای یک مهاجر افغان
> نوشتن در وبلاگ نوشتن در طاق آسمان است
> ترجمه شعری از ریچارد براتیگان
نوشته: تامر چتین/ Tamer Çetin
۲۰
سال از فروریختن دیوار برلین گذشته؛ واقعهای که نماد شکست کمونیزم قلمداد میشود. پس از شکسته شدن این دیوار، دیکتاتوریهای منطقه یکی بعد از دیگری همچون قلعههای کاغذی از پای درآمدند و سرانجام مردم لهستان، جمهوری چک، مجارستان و... توانستند طعم انتخابات دموکراتیک، مشارکت اجتماعی، جهانگردی و کارآفرینی را تجربه کنند. ورود کشورهای یادشده به مرحله رشد سریع اقتصادی نیز جزو تبعات این فروپاشی به حساب میآید، اما رونق بازار سوءاستفادههای مالی، مشکلات اقتصادی ناشی از بحران جهانی، ناتوانی هیاتهای حاکمه، نبود نهادهای قدرتمند دولتی و فقدان رهبران کاردان باعث شد روند رشد کشورهای کمونیستی سابق شرق اروپا با اخلال روبرو شود.
در جمهوری چک، مثل سایر کشورهای اروپایی دارای سنت کمونیستی، فواید و مزیتهای دموکراسی کم،کم خود را بروز میداد، ولی در عین حال رهبری سیاسی، سیستم خدمات اجتماعی و نظام دادگستری به دلیل وابستگی به عادتها و تفکرات قدیمی نتوانستند مسیر توسعه مناسبی را طی کنند. «واتسلاو هاول»، فردی که سالها زندان کمونیستها را تجربه کرده بود و سال ۱۹۸۹ به ریاستجمهوری «چکاسلواکی» رسید، چندی پیش با بیان اینکه پاکسازی عرصه سیاست کشورش بیش از آنکه گمان میبرد طول کشیده تصریح کرد: «اشتباه من این بود که پاکسازی گستره سیاسی را مقولهای کوتاهمدت میدانستم، در حالیکه تحقق این هدف به دهها سال تلاش نیاز دارد.»
در مجارستان دولتهای غیرپاسخگو کشور را به ورشکستگی کامل سوق دادند و اعتماد مجارها نسبت به حکومت از بین رفت. افکارسنجی صورت گرفته در فوریه امسال نشان میدهد مجارها تنها اروپاییهایی هستند که وضعیت کشورشان پیش از وقوع تغییرات سال ۱۹۸۹ را مطلوبتر از شرایط کنونی میدانند. «پیتر هک»، سیاستمدار لیبرال در مقالهای مینویسد: «۲۰ سال گذشت و ملت مجار این ۲۰ سال را مثل یک خواب آشفته ارزیابی میکند. حکومت مجارستان ناموفق بوده؛ چراکه نتوانست به رویای ۲۰ سال پیش ما جامه عمل بپوشاند.»
در این مدت بلغارستان سرگذشت دیگری پیدا کرد. اگرچه این کشور سال ۲۰۰۷ به عضویت اتحادیه اروپا درآمد، بیاعتنایی کامل حکومت به مسائلی همچون ارتشاء، سوءاستفاده مالی و جرائم سازمانیافته باعث شد کمکهای اتحادیه اروپا به بلغارستان متوقف شود. دیپلماتها هم از دست داشتن مقامات عالی رتبه در جرائم سازمانیافته ابراز شکایت میکنند. «آووئزر تاکر»، فیلسوف، به خبرگزاری رویترز میگوید: «آسیبی که کمونیزم به نهادهای یک جامعه دموکراتیک وارد میکند، بیشتر از آسیب وارد شده توسط سایر حکومتهای اقتدارگراست. پس از فروپاشی کمونیزم امکان فعالیت در زمینه تغییر مکانیزمهای سیستم سابق از نخبههای ما دریغ شد. همچنین وضعیتی به وجود آمد که در خصوص جرائم، پلیس دست به بررسی نزد و دادستانی به پیگری نپرداخت. ساختار حقوقی بلغارستان ناتوان مانده است.»
هرچند در ورشو، پایتخت لهستان، پس از فروپاشی کمونیزم برجهای بلندی سر به آسمان کشیده، طبق پژوهش انجام گرفته در ماه آوریل، ۸۹درصد لهستانیها سوءاستفاده مالی را بزرگترین مشکلی میدانند که کشورشان با آن دست به گریبان است. به عقیده کارشناسان اکثریت مطلق لهستانیها معتقدند سیاستمدارانی که مردم نیز به آنها رای میدهند، رشوهگیر بوده و به جای مدیریت کشور، ذهن خود را روی رشوهخواری متمرکز میکنند.
حصار کشیدن دور خود به جای حل مشکلاتی که با آنها روبرو هستیم، عادت دیرینه انسانهاست. دیوار چین نمونه عالی و پابرجای این رفتار، روزگاری برای حفاظت از این کشور در برابر حملات چادرنشینان ساخته شده و اکنون از اهمیتی توریستی برخوردار است. اگرچه هنگام شکسته شدن دیوار برلین امیدواری نسبت به کمرنگتر شدن خطکشیهای معمول بین انسانها افزایش یافته بود، امروز دیوارهای متعددی که با دلایل گوناگون کشیده میشوند، همچنان انسانها را به اردوهای متفاوت تقسیم میکنند. دیواری که کشیدن آن با هدف ایجاد منطقه حائل بین فلسطین و اسرائیل در سال ۲۰۰۲ آغاز شد دیوار جدید و شرمآور خاورمیانه محسوب میشود. طول این دیوار که ۶۰ درصد ساخت آن به پایان رسیده، بیش از ده برابر طول دیوار برلین و ارتفاع آن دو برابر دیوار برلین خواهد بود. احداث دیواری در مرز آمریکا و مکزیک که توسط آمریکا و با هدف جلوگیری از مهاجرت غیرقانونی مکزیکیها به این کشور ساخته شده، تاثیری منفی روی روابط دو کشور گذاشته و در پایتخت برزیل، ریودوژانیرو، با هدف کنترل گسترش محلات حاشیهنشین و ساختوسازهای بدون مجوز، با کشیدن دیواری سعی در جدا کردن این محلات از محدوده رسمی شهر داشتهاند؛ دیواری که نماد تمام عیار تقسیم مردم به دو دسته فقیر و غنی است.
منبع: روزنامه رفرانس، چاپ ترکیه، هفت نوامبر ۲۰۰۹
