> فقط کافی است دوام بیاوری...
> گاهنوشتههای یک مهاجر افغان
> نوشتن در وبلاگ نوشتن در طاق آسمان است
> ترجمه شعری از ریچارد براتیگان
نوشته: گونی یلدیز/ Güney Yıldız
«گونتر» سالهای کودکی خود را میگذراند که دیوار برلین فروریخت. آن موقع او در دوره ابتدایی درس میخواند و هنوز به سنی نرسیده بود که مفهوم «باز شدن پرده آهنی» را به خوبی درک کند. وقتی خبر تخریب دیوار را شنید، تلاش برای چیدن دوبار دیوار با سنگ، اولین فکری بود که از ذهنش گذشت. او سالها بعد برای یک روزنامه سراسری آلمان از احساسات کودکانهاش در قبال فروریختن دیوار برلین نوشت، اما جرات نکرد مطلبش را با نام واقعی خود منتشر کند. سال ۱۹۸۹ گونتر احساس خوبی در قبال فروریختن دیوار نداشت و میخواست روند ویرانی دنیایی که در آن به دنیا آمده بود را متوقف سازد. اگر افکار سنجیهای انجام شده در نخستین ماههای امسال بازتابدهنده واقعیت باشد، خواهیم پذیرفت که گونتر تنها کسی نبوده که آن موقع چنان احساسی داشته.
علاوه بر این بسیاری از ساکنان آلمان شرقی نسبت به روند آغاز شده پس از فروپاشی دیوار برلین ابراز خرسندی نمیکنند. بیش از نصف کسانی که اهل آلمان شرقی بوده و در نظرسنجی یادشده شرکت کردهاند، در برابر این پرسش که «شما چه دیدگاهی نسبت به جمهوری دموکراتیک آلمان(آلمان شرقی) دارید؟» گزینه «جنبههای مثبتش بیشتر از جنبههای منفی بود» را برگزیدهاند؛ در حالیکه ما در دنیای خارج همواره فقط از فروپاشی دیوار برلین و از مرگ سوسیالیزم در زیر ویرانههای آن شنیدهایم.
برای تهیه گزارش از جشنهای بیستمین سالگرد ویرانی دیوار برلین به این شهر سفر کرده بودم. به نظرم رسید این جشن بیش از آنکه نتیجه شادمانگی حاصل از یک پیروزی قاطع باشد، تسویه حساب یا نبرد دیگری است با تفکری که آلمان شرقی را شکل داده بود. دیوار و یک دولت میتواند سرنگون شود، اما تجربه آلمان شرقی در نظر بخشی از مردم این کشور همچنان مورد محکومیت قرار نگرفته و در نتیجه میتوان گفت روند یکپارچگی دو ملت هنوز به صورت کامل محقق نشده است؛ ملتی با یک زبان و با تاریخی مشترک و طولانی که فقط به اندازه چند نسل جدا از یکدیگر زیستهاند...
اتحاد دو آلمان یکی از بزرگترین تجربههای تاریخ در عرصههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی به حساب میآید. پس از وقوع این اتحاد، آلمان به کشوری واحد و برلین به شهری واحد در نقشههای جهان بدل شد. صدراعظم کنونی آلمان هم متولد آلمان شرقی است؛ هرچند به غیر از او هیچ یک از متولدان آلمان شرقی در کابینه حضور ندارند.
یک محکوم قدیمی از ساکنان جمهوری دموکراتیک آلمان که با آگاهی از احتمال دستگیری دو بار اقدام به فرار از آلمان شرقی کرده بود، برایم از شکاف عمیقی گفت که بین ملت آلمان وجود دارد. ما با هم مشغول بازدید از زندان بزرگ آلمان شرقی بودیم؛ زندانی که اکنون به موزه بدل شده. او تاکید کرد: «دانشآموزها را برای بازدید از این نماد حکومت آلمان شرقی به اینجا میآورند، اما بیشتر دانشآموزها متعلق به بخش غربی آلمان هستند و دانشآموزان کمتری از بخش شرقی به اینجا آورده میشوند.»
به عقیده وی موضوع یادشده نشان میدهد بسیاری از ساکنان شرق آلمان مایل نیستند فرزندانشان با تاریخ معاصر زادگاه خود آشنا شده و حساب خود را با گذشته این سرزمین روشن کنند.
اگرچه رویای کودکی گونتر مبنی بر ساختن دوباره دیوار برلین محقق نشده، نمیتوان گفت که همه دیوارهای موجود بین این دو جامعه آلمانی فروریخته یا دیوارهای جدیدی بینشان سربرنیاورده است.
منبع: ۱۳نوامبر ۲۰۰۹/ BBC.TURKISH
