> آيا ما در حال از دست دادن توانايی "فهم" همديگر هستيم؟
> هشدار بهداشتی: اسامی برنجهای آلوده را فراموش نکنید
> ژيلا بنییعقوب از همسرش، بهمن احمدی میگوید
> توقیف بیش از 392 حلب روغن فاسد از سلف سرویس دانشگاه آزاد اردبیل
هفته قبل ترجمه گزارشی از بی.بی.سی با عنوان "آنچه از انتخابات جمهوری آذربایجان برجای ماند" را برای شرق فرستادم و موقع ترجمه هم میدانستم که احتمالا این مطلب به علت تفاوت سبک نگارش آن با سبك كاری گروه جهان شرق برای چاپ با مشکل مواجه خواهد شد. ظاهرا حدسم درست از آب درآمد و بخشهای اجتماعی این گزارش سیاسی ـ اجتماعی حذف شد. متن چاپ شده در روزنامه را اینجا میتوانید بخوانید. اما بخشهای اجتماعی گزارش نیز دارای جذابیتی خاص است. گزارشگر با استفاده از سرگذشت شخصی به نام "اعتبار" پول مداری، نابودی تعلقات انسانی و فروپاشی نهاد خانواده در جمهوری آذربايجان را به خوبی نشان داده است. هر پاراگراف این گزارش به صورت یک در میان یکبار به موضوع انتخابات و بار دیگر به مساله اجتماعی میپردازد. فکر میکنم خواندن بخشهای اجتماعی این گزارش نیز خالی از فایده نباشد و به همین دلیل کل متن را در وبلاگ قرار میدهم. متن اصلی را هم در اینجا میتوانید بخوانید.
"اعتبار" مردی ۴۶ ساله و اهل باكو است. البته اسم واقعیاش چيز ديگری است. او كه تا سه سال پيش در يك شركت كرهای كار میكرد و به گفته خودش پول خوبی هم میگرفت، حالا بيكار است و با اتومبيل كهنهاش مسافركشی میكند. مسافركشی كردن اعتبار عامل آشنايی او با خبرنگار خارجیای شد كه هفته گذشته برای پوشش خبری انتخابات پارلمانی جمهوری آذربايجان به اين كشور سفر كرده بود. آذربايجانیها كه روز ششم نوامبر به سر صندوقهای رای رفتند، همچنان زير سايه "حيدر علیاف" زندگی میكنند. در هر كجای باكو تصاوير بزرگ حيدرعلیاف و پلاكاردهايی كه گفتههای ويی روی آنها نوشته شده را میتوان ديد. وقتی در مسير فرودگاهی كه نام حيدر علیاف را بر خود دارد به سمت باكو حركت كنيد، جمله "راه ما راه دموكراسی است" را خواهيد ديد كه نام حيدر علیاف نيز زير آن نوشته شده. واقعيت هم اين است كه جمهوری آذربايجان در مسير دموكراسی گام برمیدارد؛ اما فعلا در نقاط خيلی ابتدايی اين مسير ايستاده است. هيات حاكمه جمهوری آذربايجان به رهبری پسر حيدر علیاف (الهام) در روزهای تبليغات انتخاباتی اين شعار را برگزيده بود: "وقتی از دره میگذری نبايد اسبت را عوض كنی". آنها اعلام كردند كه به زودی با استفاده از سود حاصل از فروش نفت، صندوق ارزی ۳۰ ميليارد دلاریای را تاسيس خواهند كرد كه موجب ارتقا سطح رفاهی آذربايجانیها خواهد شد.
رفاه يا دموكراسی
در انتخابات پارلمانی جمهوری آذربايجان دولت شعار " رفاه هرچه بيشتر" را به كار برد و گروههای مخالف از شعار "دموكراسی هر چه بيشتر" استفاده كردند. البته حزبهای مخالف يعنی مساوات، جبهه خلق و حزب دموكراسی تحت عنوان ائتلاف يا جبهه آزادي زير يك سقف جمع شده بودند. اگر چه تعداد هواداران احزاب مخالف كم نيست، ائتلاف آزادی سه مشكل عمده پيش رو داشت: ۱) هيچ كس، حتی هواداران احزاب مخالف نيز باور نمیكردند كه به گروههای مخالف اجازه كسب قدرت داده شود. ۲) شعار "دموكراسی هر بيشتر" به اندازه شعار "رفاه هر چه بيشتر" برای مردم جذاب نبود. 3) احزاب مخالف نه برنامه خوب و مدونی داشتند و نه نيروهايی كاركشته و قدرتمند.
"اعتبار"، رانندهای كه خبرنگار خارجی را به مركز ائتلاف آزادی میبرد، در برابر پرسشهايی كه در خصوص انتخابات از وی شد، با كلمه "نمیدانم" پاسخ داد و افزود كه اگر چه در انتخابات شركت خواهد كرد، دوست ندارد در مورد مسايل سياسی حرف بزند. راننده دليل بیعلاقگیاش به سياست را اينطور شرح داد: «چون دو مشكل شخصی بزرگ دارم. مشكل اولم بيكاری است». وقتي گفتگوی راننده وخبرنگار ادامه يافت و شكلی صميمانه به خود گرفت، وی از مشكل دومش نيز پرده برداشت...
روز راي گيری سر صندوقها شلوغ بود و بینظمیهايی ديده میشد. اصلیترين علت اين وضعيت استقرار نيافتن فرهنگ دموكراسی است. باز بودن پرده اتاقكهای رای نويسی، اثر انگشت نگرفتن از برخی رای دهندگان و تلاش برای انداختن برگههای رای به داخل صندوقها قبل از قرار دادن آنها در پاكت مخصوص، از جمله مشكلاتی بود كه به چشم میخورد. روز اعلام نتايج همه منتظر خبرهايی هيجان انگيز بودند. پس از اعلام نتايج مشخص شد كه حزب حاكم "آذربايجان نو" موفق به كسب ۶۵ كرسی از بين ۱۲۵ كرسی پارلمان شده و ائتلاف آزادی فقط پنج كرسی را به دست آورده. نتيجهای كه ائتلاف آزادی كسب كرد، بسيار كمتر از چيزي بود كه انتظار میرفت؛ آنقدر كمتر كه نتيجه اعلام شده غيرواقعی به نظر میرسيد. در همان روز رهبر نيروهای مخالف از تخلفات صورت گرفته در سر صندوقها خبر داد و خواستار برگزاری دوباره انتخابات شد. اگر چه نظر مشترك ناظران و خبرنگاران خارجی حاضر در باكو نيز وجود تخلف در جريان انتخابات است، مسالهای كه بايد به آن توجه كرد، ميزان اين تخلفها است. آيا تخلفهای صورت گرفته تا حدی است كه بتواند نتيجه انتخابات را تغيير بدهد؟ بدون در دست داشتن دلايل محكم قضاوت كردن كار دشواری است. معمولا هم ميزان تخلفهای صورت گرفته به اندازهای نيست كه مخالفان ادعا میكنند.
نتيجه انتخابات هيچ اهميتی براي "اعتبار" نداشت. او به فكر فرو رفته بود و با اتومبيل فرسودهاش رانندگی می كرد. وقتی ضمن صحبت با خبرنگار به نقطهای مشترك رسيد، حس مطبوعی به وی دست داد: هر دو مطلقه بودند و هر دو دوتا بچه داشتند. گفتگوها كه ادامه میيابد، مشكل دوم اعتبار نيز آشكار میشود: همسرش سه سال پيش، يعنی موقعی كه اعتبار كارش را از دست داه، او را ترك كرده. مرد با عصبانيت میگويد: «وقتی به خانه پول میآوردم مرد خوبی بودم، وقتی كارم را از دست دادم شدم مرد بد». اما نقطه اوج خشم اعتبار موقعی است كه میگويد: «وقتی از هم جدا شديم زنم گاهی اجازه میداد كه به خانه بروم و بچهها را ببينم، ولی وقتی سه ماه قبل به شكل رسمی از هم جدا شديم، او ديگر نه به تلفنهايم جواب داد و نه در را به رويم باز كرد. زنم ديگر اجازه ديدن بچهها را به من نمیدهد». در همين لحظه حادثه جالبی روی داد: اتومبيل پژوی قرمز رنگی از كنار ما گذشت و اعتبار با حالتی خوشحال گفت: «نگاه كن اين اتومبيل زن من بود».
روز چهارشنبه ائتلاف آزادي تجمعي اعتراض آميز را در ميدان Kelebe ی شهر باكو ترتيب داد. محلی دور از مركز شهر. يك روز قبل از برگزاری اين تجمع رهبران مخالف دولت به خبرنگار خارجی گفته بودند كه ۵۰ هزار نفر را برای اين تجمع گرد خواهند آورد، اما در روز اعتراض حداكثر ده هزار نفر در ميدان Kelebe ديده میشدند. هر چند اين تجمع برخلاف انتظار رهبران مخالف به تجمعی بزرگ بدل نشد، ولی تجمعی تند و پراحساس بود. حاضرين در ميدان پرچمهايی نارنجی – كه نماد انقلاب اوكراين است – را در دست گرفته بودند. البته به دلايلی كه برای خبرنگار نامعلوم ماند، نيروهای ائتلاف آزادی در جمهوری آذربايجان نمادی ويژه برای خودشان به وجود نياورده بودند.
روز پنج شنبه "اعتبار" روزنامهنگار خارجی را پس از يك هفته اقامت در باكو سوار اتومبيل میكند تا به فرودگاه برساند. آن دو مقابل خانهای میرسند كه اعتبار موقع زندگی مشتركش در آن جا سكونت داشته. در همان لحظه حادثه باورنكردنی ديگری روی میدهد. اتومبيل اعتبار در كنار اتومبيل پژوی همسر سابقش قرار میگيرد. زنی ميانسال و كمی چاق در عقب اتومبيل را برای نشستن دختری باز میكند. اعتبار هيجان زده داد میزند: «دخترم!» اما زن ميانسال بی آنكه حتی نگاهی به اعتبار بياندازد سرد و بیتفاوت در را میبندد. روزنامهنگار وقتی میبيند كه دختر اعتبار، "لمان" نيز به او توجهی نكرد اندوهگين میشود.
اكنون انتخابات پارلمانی جمهوری آذربايجان به پايان رسيده و مهمترين چيزي كه هيات حاكمه پيروز را خوشحال میكند محقق نشدن ادعای نيروهای مخالف مبنی بر وقوع انقلابی نارنجی در اين جمهوری است. حالا مخالفانی كه عقيده دارند حق شان ضايع شده، حتی اگر زياد هم از عبارت انقلاب نارنجی استفاده نكنند، باز هم به فكر محقق ساختن آن در كشورشان خواهند بود.
"اعتبار" در مسير فرودگاه گريه میكند. شايد همسرش را همچنان دوست داشته باشد. با صدايی كه مدام لرزش آن بيشتر میشود، میگويد: «من او را دوست دارم، اما او مرا دوست ندارد». ولی بيش از هر چيز ديگر نديدن بچههايش او را آزار میدهد. میگويد قصد دارد باكو را ترك كند و از من در مورد احتمال پيدا كردن كار در تركيه میپرسد. اعتبار میگويد كه ديگر بچههايش را نخواهد ديد؛ او دلش میلرزد، روزنامهنگار هم دلش میلرزد و اشك چشمهايش را پر میكند.
نوشته: جنک باشلامیش/ ترجمه: آ. فرنگی/ بازانتشار این ترجمه در نشریات ممنوع می باشد
