تبليغاتX
یادداشت‌هایی برای مخاطب احتمالی
یادداشت‌هایی برای مخاطب احتمالی
ردپاهایی در جامعه و فرهنگ و سیاست

باید یادداشتی بنویسم...
       غذا را که خوردیم مثل همیشه سریع از آشپزخانه خارج می‌شوم. دست پخت مادرم مثل همیشه عالی است. مادرم باید مثل همیشه ظرف‌ها را بشورد و خانه را هم جارو بزند. مادرم معلم هم هست و با اینکه دو سال است بازنشسته شده، در یک مدرسه غیرانتفاعی تدریس می‌کند. اوه ببخشید یادم رفته بود که اینجا جای این حرف‌ها نیست. امروز سرم هم خیلی شلوغ است. باید یادداشتی در دفاع از حقوق زنان بنویسم. یادداشتی در مورد اینکه چرا زنان علی‌رغم کار بیرون، باز هم موظف به انجام کارهای منزل هستند. مادرم مثل همه روزهای مادربودنش به کارهای منزل می‌رسد و من خودکارم را بر می‌دارم تا یادداشتی بنویسم و اعتراض کنم به تحمیل امور منزل به زنان شاغل. فعلا هم سر و صدای نظافت منزل مزاحم نوشتنم شده...:  "اه اینم بس نمی‌کنه... نمی‌بینه دارم می‌نویسم؟!" ...

   

نوشته شده توسط آیدین فرنگی در ساعت 16:24 | لینک  |