تبليغاتX
یادداشت‌هایی برای مخاطب احتمالی
یادداشت‌هایی برای مخاطب احتمالی
ردپاهایی در جامعه و فرهنگ و سیاست

خاطره ای در مورد کتاب آموزش مسایل جنسی!
 

     سال‌های ۷۷و ۷۸ که دانشجو بودم، در یک نمایشگاه کتاب در اردبیل فروشندگی می‌کردم. یک روز مردی جوان به کتابفروشی آمد و با صدایی آهسته و خجل از من کتابی در مورد "مسایل خانوادگی" خواست. من هم قفسه‌ای را که کتاب‌های مربوط به "چگونه خوشبخت شویم و راز خوشبختی و..." را در آن گذاشته بودم، نشانش دادم. این همشهری من که انگار سواد زیادی هم نداشت، کتاب ها را سیری کرد و باز آمد پیش من که راهنمایی‌اش کنم. با هم رفتیم سراغ قفسه کتاب‌ها و من کتاب‌ها را با توضیح معرفی می‌کردم که مرد جوان دوباره با صدایی خجل گفت: "نه. اینها را نمی‌خواهم. به یک کتاب در مورد مسایل خانوادگی احتیاج دارم". از حرفش فهمیدم که منظورش "راهنمای روابط و مسایل جنسی" است. اما از سر شیطنت خودم را به نفهمی زدم و از او خواستم تا بیشتر توضیح بدهد. کمی هم سردرگمش کردم و دو ـ سه دقیقه بعد "دوهزاری"(منظور دو ريالی) یا به زبان خودمان "ایکی قیرانلیق" فروشنده جوان افتاد و مرد جوان نفسی از سر آسودگی کشید. حادثه آن روز در ذهنم ماند که چطور جوانی با ظاهری عادی از بیان عنوان کتاب مورد نظر خود به فروشنده همجنسش خجالت می‌کشید. حادثه در ذهنم بود که دو ـ سه ماه بعد خانمی جوان از همشهری‌هایم آمد جلوی میز و خیلی راحت گفت: "سلام. یک کتاب در مورد مسایل جنسی می‌خواستم. یک کتاب که مسایل جنسی رو آموزش داده باشه". خاطره دو ـ سه ماه پیش که در ذهنم بود و ذهنیتی که جامعه به خود من القا کرده بود سبب شد که بعد از شنیدن حرف‌های خانم جوان اینبار خودم گیج بشوم. منگ رفتم و کتاب را برایش آوردم، شاید کمی هم از فروختن آن کتاب خجالت می‌کشیدم...

نوشته شده توسط آیدین فرنگی در ساعت 13:59 | لینک  |