پیوندهای روزانه
> پسرم تک فرزنده!> آيا ما در حال از دست دادن توانايی "فهم" همديگر هستيم؟
> هشدار بهداشتی: اسامی برنجهای آلوده را فراموش نکنید
> ژيلا بنییعقوب از همسرش، بهمن احمدی میگوید
> توقیف بیش از 392 حلب روغن فاسد از سلف سرویس دانشگاه آزاد اردبیل
یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384
محمد ذکری، روزنامه نگار قدیمی اردبیل و صاحب امتیاز نشریه دامن حق از دنیا رفت
پنج سالی گذشته است از اولین روزی که پیرمرد را در دفتر یک نشريه محلی در پنجمین طبقه یک ساختمان دیدم. به سختی از پلهها خودش را بالا کشیده بود و دست در دست نوهاش داشت. پیرمرد نوه شاگرد اولش را آورده بود تا عکسش را به روزنامه بدهد. چه خوشبین بود و مودب. از گذشته که حرف میزد کلمه مرحوم از دهانش نمیافتاد. برای همه مردگان از عبارت مرحوم استفاده میکرد و برای همه زندهها از عبارت آقا؛ حتی برای من که سنم کم بود. از گذشته حرف زد و از زحمتهایی که کشیده و از زجرهایی که دیده. یک بار هم که یکی از بچهها آوای اردبیل مطلبی نوشته بود در خصوص مساله نان و نانواییها، مطلب، پیرمرد مهربان را خوش آمده بود و نشریه در دست هفتاد ـ هشتاد پله ساختمان را آهسته به آخر رسانده بود تا تشکر کند از نویسنده آن متن. که پیرمرد پاک بود و امیدوار و مهربان. امروز که در خیابان اعلامیه مجلس ترحیمش را دیدم یخ زدم. تماس گرفتم با دوستی که یک جلسه پای خاطرات پیرمرد نشسته بود برای جمع کردن خاطراتش. دوستم که الان در یک شهر دیگر دانشجو است بهت زده ماند و ... .
زنده یاد "محمد ذکری" از روزنامهنگاران قدیمی و میهن پرست اردبیل در مورد خودش مینویسد: «من محمد ذکری نوه کربلایی احمد علاف اردبیلی (از پیشروان مشروطه اردبیل) هستم که در سال ۱۳۰۲ خورشیدی به دنیا آمده ام... » ذکری در سال ۱۳۳۰ موفق به نشر نخستین شماره نشریه محلی "دامن حق" در اردبیل میشود و در جریان ملی شدن صنعت نفت به عنوان صاحب نشریهای میهن پرست به حمایت از جنبش ملی ایران به رهبری دکتر مصدق میپردازد. او به مشی انتقادی و بومی نشریهاش تا سال ۱۳۳۴ که نشریه توقیف میشود، ادامه میدهد. مرحوم ذکری در مورد خودش میگوید: شعار اصلیام هم در روزنامه و هم در زندگی چنین بود:
اگر بینی که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینی گناه است
در چند ساله اخیر متاسفانه عدهای سارق فرهنگی با وعده انجام کار پژوهشی و تحقیقی آرشیو نشریه دامن حق را از زنده یاد ذکری گرفتند و پیرمرد را برای همیشه در حسرت آرشیو نشریهاش گذاشتند. مرگ ذکری برای من ضربهای بود که باید برای نوشتن چند گزارش از آنها که ماندهاند دست به کار شوم تا وقتی که دیگر خیلی خيلي زیاد دیر نشده باشد...
فردا مجلس ترحیم آقای ذکری برگزار میشود. مردی که شخصیتی باوقار و دلسوز داشت. فریب تجزیه طلبان سال ۱۳۲۴ را نخورد. انسان آزادهای که به جنبش مصدق پیوست و همواره درد ایران و اردبیل در سینه داشت. زیر لوگوی دامن حق که در قیاس با نشریههای امروز اردبیل مفیدتر، مودبتر و منظمتر منتشر میشده این بیت نقش میبسته:
آن دسته و قلم شکسته گردد کز خدمت خلق سربپیچد
زنده یاد "محمد ذکری" از روزنامهنگاران قدیمی و میهن پرست اردبیل در مورد خودش مینویسد: «من محمد ذکری نوه کربلایی احمد علاف اردبیلی (از پیشروان مشروطه اردبیل) هستم که در سال ۱۳۰۲ خورشیدی به دنیا آمده ام... » ذکری در سال ۱۳۳۰ موفق به نشر نخستین شماره نشریه محلی "دامن حق" در اردبیل میشود و در جریان ملی شدن صنعت نفت به عنوان صاحب نشریهای میهن پرست به حمایت از جنبش ملی ایران به رهبری دکتر مصدق میپردازد. او به مشی انتقادی و بومی نشریهاش تا سال ۱۳۳۴ که نشریه توقیف میشود، ادامه میدهد. مرحوم ذکری در مورد خودش میگوید: شعار اصلیام هم در روزنامه و هم در زندگی چنین بود:
اگر بینی که نابینا و چاه است اگر خاموش بنشینی گناه است
در چند ساله اخیر متاسفانه عدهای سارق فرهنگی با وعده انجام کار پژوهشی و تحقیقی آرشیو نشریه دامن حق را از زنده یاد ذکری گرفتند و پیرمرد را برای همیشه در حسرت آرشیو نشریهاش گذاشتند. مرگ ذکری برای من ضربهای بود که باید برای نوشتن چند گزارش از آنها که ماندهاند دست به کار شوم تا وقتی که دیگر خیلی خيلي زیاد دیر نشده باشد...
فردا مجلس ترحیم آقای ذکری برگزار میشود. مردی که شخصیتی باوقار و دلسوز داشت. فریب تجزیه طلبان سال ۱۳۲۴ را نخورد. انسان آزادهای که به جنبش مصدق پیوست و همواره درد ایران و اردبیل در سینه داشت. زیر لوگوی دامن حق که در قیاس با نشریههای امروز اردبیل مفیدتر، مودبتر و منظمتر منتشر میشده این بیت نقش میبسته:
آن دسته و قلم شکسته گردد کز خدمت خلق سربپیچد
در همین مورد بخوانید
نوشته
شده توسط آیدین فرنگی در ساعت 23:28 | لینک
|
