تبليغاتX
یادداشت‌هایی برای مخاطب احتمالی
یادداشت‌هایی برای مخاطب احتمالی
ردپاهایی در جامعه و فرهنگ و سیاست

سرزمین ما هنوز مجازی نشده

      خیلی دلم می‌خواهد در وبلاگم مطالبی در مورد دوستانم بنویسم. عکس‌شان را بگذارم و احساسم را نسبت به آنها بیان کنم، یا از ویژگی‌های‌شان بگویم و ... . اما انگار کار خوبی نیست. یک اینکه شاید نخواهند کس دیگری چیزی در مورد آنها بداند، یا شاید نخواهند رابطه‌شان با من جایی ثبت شود یا ... . در هر حال حرمت حریم دیگران را باید نگه داشت. ... مثلا دوست دارم در مورد مرد جوانی بنویسم سی و چند ساله که متاهل است و با کلیه‌ای عفونی، روزی دوازده ساعت در یک قهوه‌خانه بزرگ از سر این میز به سر آن میز می‌دود و چای و قلیان می‌برد تا اگر چرخ فلک هزار بازی عجیب غریب در آستین نداشته باشد، ماهی سیصدهزار تومان بگیرد. ... یا دوست دارم از دوستی بنویسم که به فضای مجازی هم دسترسی ندارد و در منتهی‌الیه استان ما، در کارخانه‌ای مشغول است و وقتی می‌بینمش به یاد مسلمانان صدر اسلام می‌افتم که او در نظر من مسلمانی است در کسوت مسلمین زمان پیامبر. هیچ یک از دوستانی که دوست دارم در موردشان در اینجا بنویسم، نه تنها هیچ نشانی‌ای در دنیای مجازی ندارند، بلکه دسترسی و آشنایی چندانی نیز به اینترنت ندارند.

      ایران ما هنوز مجازی نشده و وبلاگ‌ها و سایت‌های ایرانی هنوز نتوانسته‌اند تصویری تمام قد از مردمان سرزمین‌مان ارائه کنند. در شرایط کنونی اسارت در فضای اینترنت یعنی گسستن از مردم و نشناختن آنها که این هم حاصلی ندارد جز نشستن در گوشه‌ای و نسخه پیچیدن و متهم کردن ملت. محصول این شرایط چیزی نخواهد بود جز عده‌ای شهروند مطلع نظری، که در عرصه عمل حتی توانی برای گفتگو با "دیگران" نیز ندارند.

نوشته شده توسط آیدین فرنگی در ساعت 4:22 | لینک  | 

DicEnFa script -->