> تور بینالمللی دوچرخهسواری آذربایجان، قدیمیترین تورنمنت خاورمیانه لغو شد
> «شمع روشن» یعنی که قلب ما میتپد
> همه تفنگهای عالم شرمگین نگاه تو هستند!
> اگه موقع رفتن به «فیس بوک» مشکل دارید حتما کلیک کنید
در همین زمینه دو یاداشت زیر را هم نوشته ام. برای جلوگیری از قضاوت یکجانبه لطفا روی آنها هم کلیک کیند. هدف من در این یادداشت ها کمک به ایجاد آرامش و برقراری تعادل است. اما ظاهرا به تعبیر دوستی در حال تبدیل شدن به چوب دو سر طلا هستم!
۱) مراقب باشیم؛ کسانی آماده سواستفادهاند...
۲)همیشه تامل، همیشه بازنگری
انتشار کاریکاتوری در صفحه کودک و نوجوان "ایران جمعه" در هفته قبل، که در آن شائبه اهانت به ترکان ایرانی وجود دارد، در چند روز اخیر سبب ایجاد برخی تجمعها و حرکتهای اعتراضی شده که شرکت کنندگان در این تجمعها گاه بر مسیر افراط نیز غلطیدهاند. در علاقهام به سرزمین مادری به زعم خودم تردیدی نیست. بیشک از هر توهین و تمسخر نسبت به زبان و سرزمینم بسیار رنجور میشوم، اما تامل و تیزبینی و جامعنگری را نباید هیچگاه از خود دور نگه داشت.
وقتی ماجرای انتشار این کاریکاتور را به یک دوست اردبیلی الاصل ساکن تهران تعریف کردم، و گفتم که در یکی از کاریکاتورهای صفحه مذکور، سوسکی در پاسخ از کلمه "نمهنه" (چی؟) استفاده کرده و این نشان میدهد سوسک، آذری فرض شده، گفت که کلمه نمهنه، نیز مثل تعبیرهای "ایکی ثانیه" و "بیلمز" و "قاراشمیش" و... از زبان ترکی وارد زبان تهرانیها شده و افراد بسیاری بیتوجه به منشا زبانی آن، از این تعابیر در گفتگوهای روزمره استفاده میکنند. همین حرف را از چند فرد مطلع دیگر نیز شنیدم. بر همین اساس فقط میتوانم بگویم که در کاریکاتور روزنامه ایران هیچ توهین مسجلی نسبت به ترکان ایرانی صورت نگرفته و آنچه هست اینکه در این کاریکاتور شائبه اهانت وجود دارد.
وجود شائبه توهین به هر فرد یا قوم یا گروه نیز در اخلاق رسانهای امری ناپسند به حساب میآید و مسوولان روزنامه ایران باید دقت بیشتری در این خصوص از خود نشان میدادند. اهمیت موضوع وقتی بیشتر میشود که مساله اهانت به قومی بزرگ از اقوام ایرانی پیش میآید. سرزمین ما برای ترقی نیاز به همگرایی دارد. ما همه باید با روحی ملی در کنار یکدیگر با مسالمت تمام زندگی کنیم و انتشار مطالب اهانت آمیز نسبت به زبانها و اقوام ایرانی دشمن شماره یک اتحاد ملی و تمامیت ارضی ما به حساب میآید.
به نظر من در این کاریکاتور هیچ عمدی برای توهین به آذریها وجود ندارد. استفاده از تعبیری ترکی نیز دلیلی نداشته جز رواج این تعبیر در تهران. در بقیه کاریکاتورهای همین صفحه نیز سوسک مذکور به زبان فارسی سخن گفته. آیا این را هم باید به حساب توهین به فارسی زبانهای ایران گذاشت؟
عدهای هستند که خواهان تجزیه ایرانند. اینها از هر فرصتی جهت اجرای پروژه خود بهره میبرند و بین تجزیهطلبان متعلق به اقوام مختلف ایرانی، نوعی اتحاد نیز وجود دارد که منشا این اتحاد هدف مشترکی است که همگی دنبال میکنند (تجزیه کشور). این افراد اگر چه چنان قلیلاند که به عنوان قطبی استانی نیز محسوب نمیشوند، میتوانند با بهرهگیری سریع از اشتباههای رسانهای، به تحریک افکار عمومی بپردازند. متاسفانه رسانههای رسمی ج.ا.ایران نیز چنان غیر هدفمند، غیراخلاقی و ضدملی اداره میشوند که مبلغین مسایل قومی و تجزیهطلبانه همیشه بهانههای مناسب و قابل قبولی در دست دارند. در واقع رسانههای هتاک فارسی زبان، و بخصوص رادیو و تلویزیون ج.ا.ایران نخواسته و ندانسته در خدمت گروههای تجزیهطلب قرار دارند.
معترضین به این کاریکاتور عموما افرادی عادی هستند که مثل همه انسانها به زبان و هویت اصیل خود علاقمندند. اما در بین آنها کسانی هم وجود دارند که با نیت تقویت واگراییهای قومی نسبت به تحریک افراد اقدام میکنند. حتی اگر روزنامه ایران مرتکب توهینی مسجل نیز میشد، وظیفه ما بود که در ساماندهی اعتراض خود در مسیری اشتباه قدم نگذاریم و عناصر تجزیهخواه و وابسته را شناسایی کرده و اعتراضی سالم را ترتیب بدهیم.
رعایت اخلاق حرفهای، حفظ بیطرفی و توجه به منافع ملی اصولی است که هر روزنامهنگار باید نسبت به رعایت آنها وسواس داشته باشد. در صورت توجه به این موارد هیچ تحقیر و توهینی نسبت به اقوام صورت نخواهد گرفت. واگراییهای قومی نیز بیش از آنکه زاده تفکری استوار باشند، واکنشی هستند در برابر حتک حرمتها. نشریه یا رسانهای که به تحقیر اقوام ایرانی غیر فارس زبان میپردازد اصلیترین دشمن تمامیت ارضی ایران به حساب می آید. چنین رسانههایی ندانسته در خدمت تجزیه ایران قرار دارند.
ایران یعنی همه ایرانیان: ترک و فارس و عرب و لر و گیلک و بلوچ و کرد و ترکمن و ... . بدون هر یک از اینها تمامیت ایران از بین خواهد رفت. هیچ یک از اینها نیز نه بر دیگری برترند و نه حق خودبرترانگاری دارند. فاحشترین اشتباه، که در دشمنی با تمامیت ارضی ایران چیزی کم از وابستگی به اجانب و تجزیهطلبی ندارد، نفی هویت سایر اقوام و محور قرار دادن هویت قوم پارس است. پرستش قوم پارس ملیگرایی نیست؛ بلکه قوم گراییای است که بیشترین تاثیر را در جهت انفکاک قومی بر جای گذاشته و خواهد گذاشت.
اکنون تجزیهخواهان سراسر ایران علاقمند به بروز شورش در آذربایجان هستند. رسانههای دولتهای بیگانه نیز برای ایجاد جنگ روانی علیه ج.ا.ایران از هیچ اقدامی فروگذار نمیکنند؛ برای آنها آنچه اهمیت دارد ایجاد فشار رسانهای و روانی علیه حکومت ایران است و به تبعات داخلی این عمل نمیاندیشند. اگر خواهان بقای کشور و حل مسالمت آمیز مسایل هستیم راه خود و اعتراضهای خود را از افراطیون جدا کنیم و به شیوههای مدنی روی بیاوریم. مثلا اگر معتقدیم روزنامه ایران عملی حتاکانه را نسبت به ما مرتکب شده، اخذ تصمیم دسته جمعی نسبت به تحریم آن میتواند بزرگترین اعتراض به عمل این روزنامه به حساب بیاید. گو اینکه به نظر من هیچ توهین عمد و مسجلی در این کاریکاتور وجود ندارد. حتی در صورت عمدی بودن انتشار این کاریکاتور نیز، کاریکاتور مزبور به جهت فرم و صفحه نشر دارای پتانسیل ایجاد چنین اعتراضی نیست. مراقب باشیم... کمی به دور و بریها نگاه کنیم... نکند ...؟
یادداشت سعید پورحید، روزنامه نگار اهل اورمیه در این مورد
یادداشت مهدی حکیمی، بلاگر اردبیلی در این مورد
متن عذرخواهی روزنامه ایران
یادداشت رحیم بقال اصغری، رییس انجمن کاریکاتوریستهای تبریز در این مورد. وی به نامه ای نیز اشاره دارد که توسط کاریکاتوریست روزنامه ایران برای وی ارسال شده
یادداشت وبلاگ الپر در این مورد
خبر اخراج کاریکاتوریست روزنامه ایران
یادداشت یک روزنامه نگار زنجانی در مورد غائله کاریکاتور روزنامه ایران
بعد از تحریر: دیروز در یکی از هفتهنامههای استان که از دو هفته پیش توسط یکی از دوستان خوش ذوق اداره میشود، مطلبی ورزشی چاپ شده در مورد تیمهای فوتبال تراکتورسازی و ماشینسازی تبریز و در پارگراف نخست آن در مورد بازیهای رو در روی این دو تیم از چنین تعبیری استفاده شده: "یک داربی با طعم بربری". حمید رستمی، دبیرتحریریه جدید هفتهنامه مهر اردبیل یکی از علاقمندان فرهنگ بومی ماست و نویسنده آن مطلب. دیشب تلفنی به او گفتم که اگر این مطلب در روزنامهای سراسری چاپ میشد، اکنون عدهای کفن پوش دنبال نویسنده آن میگشتند! واقعا مطمئنم چنین اتفاقی میافتاد...

