> پرونده روزنامه اعتماد برای شهرام شیدایی
> پایکوبی و ترانهخوانی، از سنتهای جشن یلدا
> قناری در معدن/ برای شهرام شیدایی
> «اندیشیدن»؛ شعری از ویسواوا شیمبورسکا
در اینکه اعتراضهای تبریز ابعادی فراتر از اعتراض به کاریکاتور روزنامه ایران پیدا کرده شکی نیست. در اینکه در طول چند روز گذشته شبکهای ریزبین و طراح اقدام به ایجاد جنگ روانی اس.ام.اسی کرده و از مدتها پیش دنبال بهانهای یا فرصتی میگشته تا ناآرامیای را در کشور ایجاد کند تردیدی ندارم. اس.ام.اسهای ارسالی از چند روز پیش بوی اس.ام.اسهای عادی را نمیداد: متنی که ابتدا یادآور توهین به ترکها میشود، بعد خبری از یک ناآرامی میدهد و سپس درخواست دارد توسط دریافت کننده به ده نفر دیگر نیز ارسال شود. نحوه طراحی این اس.ام.اسها شگرد خاصی را در پشت خود نشان میدهد. اس.ام.اس در اولین بخش خود روی احساسات وطنپرستانه فرد مانور میدهد، با خبری کوتاه حس همدردیاش را به جوش میآورد و در بخش سوم تقاضای تکثیر میکند که معمولا هم موفق میشود. جریان اس.ام.اسهای دو ـ سه روز گذشته بیتردید هدایت شده بود. منشا واحد آن را هم از سبک نگارش و جمله بندیاش میتوان فهمید.
وقتی اعتراض به خیابان میکشد همه چیز قاطی میشود. دیگر نمیتوان اسم خاصی برای معترضین برگزید. هر کسی از ظن خود به خیابان میریزد و های و هوی و کتک و زندان و کینه و خرابی... . واقعیت این است که مردم ناراضیاند. این وسط نبود رسانه منجر به رسیدن زیان به منافع ملی میشود. شایعه این روزها بر ما حکومت دارد. مجاری موثق خبر، خبری ارائه نمیدهند و میدان برای اس.ام.اسسازان باز میشود. در آذربایجان هیچ نشریه مردمی و موفقی منتشر نمیشود که اگر منتشر میشد میتوانست اهالی را به سمت آرامش هدایت کند؛ میتوانست با نخبگان آذری مصاحبه کند و به مردم منتقل کند که عمدی در کاریکاتور روزنامه ایران وجود نداشته. میتوانست بهانه اولیه را از دست محرکین پشت پرده بگیرد.
نهایت این بازی باخت است. باخت برای حاکمیت و ملت. هر دو طرف آسیب خواهند دید و این به نفع هیچ کس نیست.
ناسیونالیستها آدمهای کوتاه بین بیمنطقی هستند که جز دگمهای ذهنی خود به چیز دیگری گوش نمیدهند. ناسیونالیستهای ترک و فارس آتش بیار معرکهاند و سرانجام ایران را در آتش تمامیت خواهی و تفکرات نژادپرستانه شان خواهند سوزاند.
منطقه ما مطالبات زیادی دارد. مطالباتی منطقی و به حق. تنها راه جدا کردن متعرضین عادی از تجزیهطلبها دادن پاسخ عملی به این مطالبات انباشته است.
در فضای احساسیای که جهل بر آن حکومت میکند نمیتوان مردم را نسبت به توطئه تجزیه طلبها آگاه کرد. مشکل همه ما کمبود آگاهی است. خواست آذربایجان خواستههایی اقتصادی و فرهنگی است نه نزدیکی زبانی با کشورهای خارجی، نه رفتن زیر علم بیگانه. مردم ما با ارامنه هیچ مشکلی ندارند که حالا عدهای در خیابانهای تبریز شعار مرگ بر ارمنی سر میدهند. ما هیچ مشکلی با هموطن کردمان نداریم. راه رسیدن به مطالبات مدنی، اعتراضی مدنی است. تا زمانی هم که "ملیتچی"ها را طرد نکردهایم راه اعتراض مدنی گشوده نخواهد شد. مراقب باشیم؛ کسانی آماده سواستفادهاند...
خبر ناآرامی های تبریز در سایت بازتاب
روایت یک دانشجوی غیربومی از ناآرامی تبریز
عكسهايی از ناآرامی در تبريز
درگیری های نسبتا گسترده در تبریز
مدير کل امنيتی وزارت کشور:اعتراضات به سمت اوباشگری سوق داده می شود
فواد خاک نژاد هم چیزی نوشته در مورد زبان نسل سوم تهرانی ها و اینکه چرا آذری ها پیشتر به توهین های صدا و سیما اعتراض نمی کردند
یادداشتی دیگر از روزنامه ایران در این مورد
درباره آن كاريكاتور جنجالی / یادداشتی از پوپک صابری فومنی
خبرنگاران مرغ عروسی و عزا هستند / یادداشتکی از اکبر منتجبی
دلیل توقیف روزنامه ایران مطالب تفرقه افکنانه عنوان شده
طرح استيضاح وزير ارشاد به خاطر چاپ کاريکاتور
کارتونیست روزنامه ایران جمعه بازداشت شد
صفار هرندی: مسوولیت روزنامه ایران بر عهده من نیست
