تبليغاتX
یادداشت‌هایی برای مخاطب احتمالی
یادداشت‌هایی برای مخاطب احتمالی
ردپاهایی در جامعه و فرهنگ و سیاست

همیشه تامل، همیشه بازنگری

چشم را بستن و همه معترضین آذربایجانی را پان‌ترکیست و تجزیه‌طلب خواندن، عملی است دور از منطق و شان نوشتار. چنین تعابیری فقط به درد کسانی می‌خورد که مضمون کلام‌شان را از گفتگوهای سرپایی می‌گیرند. بی‌تردید اندیشه‌ای به نام پان‌ترکیسم، درست مثل پان‌فارسیسم، وجود خارجی دارد و در ایران نیز معتقدین به آن در پی فروپاشی کشورند. جای بحثی هم نیست که برخی قصد جهت دادن به اعتراض‌های آذربایجان را دارند. اما بستن چشم و همه را به یک صفت راندن هیچ نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت جز تیز کردن آتش کینه و دشمنی و نفاق.  

شاید از طولانی‌تر شدن اعتراض‌ها تعجب بکنیم و آن کاریکاتور را دارای چنین پتانسیلی ندانیم. بله، اما ناقص و لنگ بودن، مهم‌ترین ویژگی این نگاه است. واقعیت این است که ناراحتی از سال‌ها جوک شنیدن و تحقیر شدن، امروز سربرافراشته است. دوستانی که به راحتی علیه معترضین عادی آذربایجانی مطلب می‌نویسند، مطمئنا هیچ گاه طعم جوک و تحقیر را نچشیده‌اند. همین شما چند بار در گفتگوهای روزمره‌تان علیه تبار من جوک تعریف کرده‌اید؟ چند بار اس.ام.اسی زده‌اید که چنین آغاز شده: "یه روز یه ترکه...". اعتراض به کار روزنامه ایران حالا دیگر ظاهر مساله است. به عمق باید نگاه کرد. من نه تنها منکر وجود دست‌های پشت پرده نیستم، بلکه برخی مسایل را دارای منشا خارجی نیز می‌دانم. حتی معتقدم ردپای سرویس‌های خارجی را نیز می‌توان در این ماجرا گرفت. ایجاد ناآرامی در ایران در حال حاضر یک جنگ روانی است برای مقابله با ج.اسلامی اتمی. کسانی هم قصد تجزیه دارند. اما آیا همه معترضین چنین هستند؟ من هم روزنامه‌نگارم. من هم از بیکارشدن همکارانم دلگیر شدم و با همشهری‌هایم بحث کردم. اما همکاران خوب من! وقتی همه هموطنان معترضتان را به چوب تجزیه‌طلبی می‌رانید، درست مثل این است که حاکمیت چوب تکفیر به دست گرفته باشد. درست است که در این غائله کاسه کوزه‌ها سر صنف ما شکسته شده، اما این وضعیت محصول سال‌ها تحقیر شنیدن و سکوت کردن آذری‌هاست. احساسی قضاوت کردن در شان صنف روزنامه‌نگار نیست.  

شهرهای ما فقیر هستند؛ روستاهای ما فقیرتر. حاکمیت مرکزی از زمان پهلوی اول دست به تغییر اسامی روستاها و مناطق ما زده است. شما که همه آذری‌ها معترض را به یک چوب می‌رانید، آیا حاضرید بر سر بازگرداندن اسامی تاریخی روستاها نیز در کنار آذری‌ها بایستید؟ آیا حاضرید تعریف کردن جوک علیه هموطنان‌تان را تعطیل کنید؟ آیا حاضر هستید از تمسخر لحن و لهجه آنها دست بردارید؟

من از هر شورش خیابانی‌ای بیزارم. وقایع روزهای اخیر را هم غائله می‌دانم. اما می‌خواهم بگویم همه آنهایی که حتی یکبار جوک در مورد ترک‌ها تعریف کرده‌اند، مقصرند. من بارها از دانشجویان ترک دانشگاه‌های تهران در مورد رفتار تحقیرگر تهرانی‌ها شنیده‌ام. وقایع امروز اگر تا حدی هدایت شده هم باشند، واکنشی هستند به آن رفتارهای تحقیر کننده. نمی‌شود به هموطن آذری جوک ساخت و اگر او اعتراض کرد، وی را متهم به پان‌ترکیسم کرد. نمی‌شود سرکوفت زد و تحقیر کرد و در صورت اعتراض هموطن آذری را تجزیه‌طلب خواند. لنگ کار فقط در طرف آذری‌ها نیست، کار همه ما می‌لنگد. ما همه آدم‌های نامتمدنی هستیم.  

پراکنده هایی در مورد کاریکاتور روزنامه ایران/ یادداشتم در این مورد
مراقب باشیم؛ کسانی آماده سواستفاده‌اند... / دومین یادداشتم در این مورد
بيانيه جمعی از كاركنان و خبرنگاران روزنامه ايران درباره توقيف موقت این روزنامه
تاملي بر يك سؤ تفاهم از چند زاويه / یادداشتی از مهرداد قاسمفر 
 
نوشته شده توسط آیدین فرنگی در ساعت 3:56 | لینک  | 

DicEnFa script -->