تبليغاتX
یادداشت‌هایی برای مخاطب احتمالی
یادداشت‌هایی برای مخاطب احتمالی
ردپاهایی در جامعه و فرهنگ و سیاست

شورای شهر اردبیل و ماجرای زنی که رای نخست شورا را کسب کرد/1
      وقتی در روزهای تبلیغات انتخاباتی سومین دوره شوراهای شهر، پوستر زنی با آرایش، بدون چادر، با مقنعه و مانتو کرم رنگ و با چهره ای کاملا ادیت شده روی بیلبوردهای تبلیغاتی و شیشه مغازه های شهر اردبیل نشست، کمتر کسی بود که از احتمال موفقیت این زن ناشناس سخن نگوید. پوسترهای جذاب و پر آب و رنگ این زن در مدت چند روز چنان در تمام شهر به موضوع گفتگوی همه محافل دوستانه و سیاسی و خانوادگی بدل شد که پیش از برگزاری انتخابات، احتمال پیروزی وی به یقین گرایید. در آخرین روزهای تبلیغات انتخاباتی پوسترهای رنگی این کاندیدا که تصویر زیباشده زنی بدون چادر را روی خود داشتند، به کالایی ناب بدل شد و حتی در برخی موارد خبرهایی در مورد خرید و فروش پوسترهای انتخاباتی وی نیز به گوش رسید. سرانجام وقتی نتایج شمارش آرا اعلام می شد، نام کاندیدای مذکور در صدر راه یافتگان به شورای شهر اردبیل درخشید. اما در نخستین جلسه منتخبین شورا با مردم شهر، این زن، در حالیکه شوهرش مایل نبود خبرنگاران از زنش عکس بگیرند، خلاف پوسترهای تبلیغاتی خود با چادر و مانتو و مقنعه ای مشکی در جلسه حاضر شد. پس از نشست مذکور خبرنگاران متعددی خواستار مصاحبه با این منتخب ناشناس بودند که وی خبرنگاران را به لزوم هماهنگی با شوهرش فراخواند و در برابر تماس های تلفنی برای مصاحبه یک پاسخ آماده ارائه کرد: "برای انجام مصاحبه با آقای... هاهنگ کنید". شوهر این زن نیز فرصت مصاحبه رو در رو با زنش را به هیچ خبرنگاری نداد تا اینکه خبرنگار جوان و خوش ذوق یک ماهنامه محلی از هفت خوان گذشت و موفق شد در حضور شوهر این زن با وی مصاحبه کند. وقتی این خبرنگار پرامید، اما بی تجربه رو در روی منتخب شورای شهر نشست، متوجه شد که قرار است بسیاری از پاسخ های مصاحبه را شوهر این زن به زبان بیاورد و زن عملا در بسیاری از موارد حرفی برای گفتن ندارد. مصاحبه مذکور در حالی به پایان می رسد که پاسخ اکثر پرسش ها را شوهر عضو منتخب شورای شهر به خبرنگار داده بود و زن نیز پس از شنیدن پاسخ های شوهر می گفت: "حرف ایشان دیدگاه من نیز هست". البته زن و شوهر مذکور به خبرنگار اجازه عکاسی از مصاحبه شونده را نمی دهند و مصاحبه که به آخر می رسد، شوهر زن به خبرنگار جوان می گوید عکس های زنش را بعدا خودش گرفته و در اختیار نشریه قرار خواهد داد. وقتی خبرنگار چند روز بعد با عکس های طرف مصاحبه خود روبرو شد، یقین داشت که عکس ها بعد از یک ادیت کامل چهره در اختیار او قرار گرفته اند. البته آن خبرنگار علی رغم مشاهده این وضعیت در مقدمه مصاحبه اش نه تنها اشاره ای به قضایای پشت پرده مصاحبه  نکرد، بلکه با ناشی گری تمام (و علی رغم میلش) به ارائه تصویری قدیس گونه از این زن پرداخت و با نقل یک حکایت از زندگی زن (ناخواسته) وی را همچون شخصی نظرکرده معرفی نمود ... این نوشته ادامه دارد   
نوشته شده توسط آیدین فرنگی در ساعت 1:32 | لینک  |