پیوندهای روزانه
> درخواست یک ایرانی از ایرانیان مقیم آمریکا/ موضوع: پیوند مغز استخوان> پرونده روزنامه اعتماد برای شهرام شیدایی
> پایکوبی و ترانهخوانی، از سنتهای جشن یلدا
> قناری در معدن/ برای شهرام شیدایی
> «اندیشیدن»؛ شعری از ویسواوا شیمبورسکا
یکشنبه چهارم فروردین 1387
ناتوانی در تعیین مخاطب احتمالی، حین داشتن این توانایی
گاهی چیزهایی می خواهم روی وبلاگ بنویسم که دوست ندارم کسی آنها را بخواند جز خودم. گاهی دوست دارم چیزهایی بنویسم که فقط چند نفر خاص بخوانند. گاهی هم چیزهایی را می خواهم بنویسم که دوست دارم عده ای که مد نظرم هستند، آنها را نخوانند. خواننده هایی هستند که خواننده بودن شان در برخی موارد محدودیت می آورد. گاهی دوست دارم وقتی چیزی می نویسم تعداد مراجعه کننده ها به وبلاگ صفر باشد و گاهی هم آرزو می کنم چند صد مراجعه کننده داشته باشم... اما کنترل هیج یک از این موارد در دست نویسنده نیست. البته اگر وبلاگ با اسم مستعار یا بی نام نوشته شود و کسی هم از هویت اصلی نویسنده باخبر نباشد، دیگر مساله ای از نوع آنچه نوشتم پیش نخواهد آمد. محدودیت مذکور بیشتر مواقع از جنس سیاسی هم نیست. این را هم اضافه کنم که حتی اگر وبلاگ با اسم مستعار نوشته شود، می دانم که دوست خواهم داشت نوشته هایم به خودم منتسب شوند، نه به اسم دروغین و از نبودن اسم واقعی ام در زیر مطالب لذتی نخواهم برد.
در هر حال چند روزی است که به این موضوع فکر می کنم و به تناقض ها و تنوع هایش.
در هر حال چند روزی است که به این موضوع فکر می کنم و به تناقض ها و تنوع هایش.
نوشته
شده توسط آیدین فرنگی در ساعت 1:8 | لینک
|
