> به: مارک اسموژینسکی/ شعری از جملیه...
> چقدر همه چیز است این توصیف ساده از روزهایش...
> لابیهای نژادپرستانه ایرانی را در رایگیرهای اینترنتی تشویق نکنیم
> مسافر غریب قطعه هشتادوپنج پرلاشز
گزارش خبرنگار روزنامه رفرانس تركيه از ديدار با رئيسجمهور ايران
اشاره: «نورای باشاران» (Nuray Başaran) خبرنگار روزنامه «رفرانس»(Referans روزنامه تخصصی كار در تركيه) چند ساعت پيش از سفر محمود احمدینژاد به تركيه، همراه با خبرنگاران دو شبكه تلويزيونی تركیزبان در محوطه كاخ رياستجمهوری ايران حاضر میشود. رئيسجمهور پس از مصاحبه زنده با شبكههای تلويزيونی، به صورت مستقل با نورای باشاران به گفتگو نشسته، به پرسشهای وی نيز پاسخ میدهد. متن زير ترجمه گزارشی است كه روز 15 اوت به قلم «باشاران» در روزنامه رفرانس چاپ شده بود.
كاريزمای رهبری احمدینژاد تمركزم را بههم میزد. اگرچه پيشتر نيز چندين بار به ايران سفر كرده بودم، وقتی دعوتنامه رسمی دولت ايران به دستم رسيد، هيجانی متفاوت از دفعات قبل سراغم آمد. قرار بود احمدینژاد چند ساعت پيش از سفر به تركيه و در باغ كاخ رياستجمهوری ايران به پرسشهای من پاسخ دهد. در واقع بايد بنويسم بودن كنار مردی كه سه سال است رودرروی آمريكا ايستاده و در جهان بيشتر به عنوان يك فرد خودمحور شناخته میشود و نيز نگاه كردن به چشمهای او و تلاش برای درك اينكه چگونه اين مرد فارسیزبان توانسته دنيا را به لرزه درآورد، برايم دارای جذابيت بود. ...
كاخ رياستجمهوری ايران در يكی از مهمترين خيابانهای تهران، يعنی در خيابان پاستور واقع شده است. البته اين كاخ فقط به عنوان دفتر كار مورد استفاده قرار میگيرد و محل سكونت احمدینژاد در نقطهای ديگر از پايتخت قرار دارد. اگرچه شبهنگام درهای كاخ به روی ما باز شده بود، غير از خودكار و دفتر مجاز به حمل هيچ وسيله ديگری به داخل نبوديم. موارد امنيتی در بالاترين سطح ممكن مراعات میشد. بهرغم مشخص بودن هويت ما و نيز بهرغم اينكه با دعوت ويژه دولت ايران در آنجا حاضر شده بوديم، اينهمه دقت در تامين امنيت شگفت زدهمان كرد. اندكی بعد در محوطه كاخ تجهيزات پخش زنده شبكههای تلويزيونی NTV و CNN Türk برپا شد، اما همه اعضای گروه پخش زنده، ايرانی بودند. آن شب حتی يك دستگاه تصويربرداری، دوربين عكاسی و حتی يك واكمن معتلق به خبرنگاران نيز اجازه ورود به محوطه كاخ را نيافت. مسوولان واحد مطبوعاتی رياستجمهوری ايران هم ابتدا سه دستگاه تصويربرداری و سپس چند صندلی در محوطه قرار دادند كه متاسفانه برای راحت نشستن، صندلیهای مناسبی نيز به حساب نمیآمدند. بهرغم آغاز شب، دمای هوا از 40درجه سانتیگراد بيشتر بود. كاركنان كاخ بعد از چيدن صندلیها، سه دستگاه پنكه پايهدار را هم برای مبارزه با گرما در اطراف ما روشن كردند، اما هيچ وسيلهای نمیتوانست پشههای باغ را وادار به عقبنشينی كند.
به محض پايان مقدمات، احمدینژاد از پلههای كاخ پايين آمد و قدم در باغ گذاشت. لباسهای هميشگیاش را پوشيده بود: شلوار خاكستری، پيراهن كرمی و كاپشن بلندی در مايههای رنگ پيراهنش. وقتی ديدم جورابهای احمدینژاد همرنگ شلوار اوست، حساسيت خاص وی نسبت به پوششاش را احساس كردم. يك انگشتر نقره تنها شئی تزئينیای بود كه با خود داشت. وقتی به ما نزديك میشد، قد اين مرد مبارزهطلب را حدود يك متر و 60سانتی متر حدس زدم. به كنار ما كه رسيد متوجه شدم اگرچه كاريزمای رهبری او میتواند تمركز ذهنیام را به هم بزند، احمدینژاد به عنوان يك رهبر فردی نيست كه نشود به او دسترسی پيدا كرد.
اندامش او را مردی متواضع نشان میداد و وقتی سخن میگفت به نظر نمیرسيد وی همان مرد فارسیزبانی باشد كه با سخنرانیهايش سروصدای خيلیها را بلند كرده. احساس میكردم احمدینژاد قهرمان متولدين حاشيه شهرهاست. اگرچه پيشتر شنيده بودم وی موقع مصاحبه با خبرنگاران زن در فاصله زيادی از آنها قرار میگيرد، عكس اين شنيدهها را از نزديك مشاهده كردم. او به همه پرسشهای من با صميميت پاسخ داد و شرايط روانیای بوجود آورد كه بتوانم هر سوالی كه میخواهم از او بپرسم. وقتی برای گرفتن عكس كنار يكديگر قرار گرفتيم و نيز موقع قدم زدن در باغ، متوجه شدم با او همقد هستم. چكيده حرفهای احمدینژاد چنين بود: «به جای حكمرانی بر جهان، لطفا به من كمك كنيد.» و حالا متن گفتگوی من با محمود احمدینژاد:
در پنج سال اخير مهمترين چهره خبرساز جهان به حساب میآييد. به اندازه كسانی كه دوستتان دارند، كسانی نيز از شما بدشان میآيد. دليل اين وضعيت را در چه میبينيد و بيشتر حسرت چه چيزهايی را میخوريد؟
آنهايی كه ما را دوست ندارند قاتلها هستند، جنگطلبها هستند. كسانی هستند كه انسانهای بیگناه را به قتل میرسانند. به همين دليل طبيعی است ما را دوست نداشته باشند. ما هم به دليل اينكه آنها ما را دوست ندارند، احساس ناراحتی نمیكنيم. چون ما مدافع حقوق انسانهای بیگناه هستيم. با صهيونيزم مبارزه میكنيم. غرب هم انسانهای بیگناه را مورد شكنجه قرار میدهد. نابودی جهان اسلام هدف آنهاست. به همين دليل ما در راهی كه آن را درست میدانيم به حركتمان ادامه خواهيم داد. ما بيش از هر چيز ديگر در اين جهان حسرت صلح، دوستی و برادری را میكشيم. معتقدم اين اتفاق هم خواهد افتاد و تا تحقق اين اتفاق دست از مبارزه برنخواهيم داشت.
شما در عين حال مهندس عمران هم هستيد و سالها در دانشگاه در اين رشته به تدريس پرداختهايد. اگر مسووليت ساختن خاورميانه به عهده شما گذاشته شود، خاورميانهای كه خواهيد ساخت چگونه خواهد بود؟
ما برای منطقه دوستی، صلح و برادری میخواهيم. من تركيه را نيز كشور برادر میدانم. غرب از قدرتمند شدن ما احساس رضايت نمیكند؛ چراكه آنها میخواهند همه را تسليم و به زير اختيار خود درآورند. در منطقه ما انسانهای بیگناه كشته میشوند. خانه و زندگی انسانها را از دستشان میگيرند و میخواهند به جايش يك دولت برپا كنند. ما اينها را نمیخواهيم. ما میخواهيم دست از سر دنيای اسلام بردارند. ما حق حيات خودمان را طلب میكنيم.
در اظهارات اخيرتان در مورد مساله قفقاز سخنان مهمی بيان داشتهايد. اين روزها هم منطقه شاهد درگيری و تنش سختی است. وضعيت پيش آمده بين روسيه و گرجستان را چگونه تحليل میكنيد و به نظر شما اين وضعيت، ايران و توازن موجود در خاورميانه را چگونه تحت تاثير قرار خواهد داد؟
ما هميشه مخالف جنگ بودهايم. اخبار آنجا را هم با ناراحتی پيگيری میكنيم. فاصله زياد ايران با منطقه درگيری، چيزی از ناراحتیهای ما كم نمیكند. تلاشهای ديپلماتيك نيز در حال انجام است. ديدارهای خوبی هم صورت گرفته. قفقاز برای ما اهميت زيادی دارد. به طور ويژه ما به اهميت ائتلاف چهار كشور ايران، جمهوری آذربايجان، تركيه و ارمنستان برای منطقه باور داريم. و باز هم اعتقاد دارم غرب و صهيونيستها در حال ناآرام كردن آن منطقه هستند. ما دوست داريم همه مناطق جغرافيايی در صلح و امنيت به سر ببرند. به همين دليل ايران تا جايی كه بتواند به حل مسائل موجود بين تركيه و ارمنستان نيز كمك خواهد كرد. همانطور كه گفتم ائتلاف اين كشورها در منطقه قفقاز دارای اهميت و ارزش بسياری است.
موقع انتخابات به طور خاص به مردم فقير وعدهای داده بوديد. قول داده بوديد درآمد نفت را با آنها تقسيم كنيد. بين طرح شما با برنامه «ارزاق كمكی» حزب عدالت و توسعه تركيه شباهت زيادی به نظر میرسد. كار آنها نيز در تركيه مورد نقدهای بسياری قرار میگيرد. پروژه شما در چه حالیست؟ اين درآمد چطور تقسيم خواهد شد؟ آيا شما هم بين فقرای ايران اقدام به تقسيم ارزاق خواهيد كرد؟
من اين وعده را پيش از انتخابات داده بودم. خود من نيز در يك خانواد فقير بزرگ شدهام و فقرا را راحتتر درك میكنم. ما از ماه ژانويه امسال تلاشهایمان را شروع كردهايم. داريم بخشی از درآمد نفت را كنار میگذاريم تا بين مردم تقسيم كنيم.
مثلا چقدرش را؟
اينها هنوز مشخص نشده و همچنان داريم روی اين طرح كار میكنيم. بعد از پايان كار همه چيز مشخص خواهد شد. اما عقيده ما اين است كه ايران از اين به بعد بايد همه درآمد نفتیاش را بين مردم فقيرش تقسيم كند. اين ايده، هم با پرداخت پول و هم با عرضه ارزاقهای كمكی تحقق خواهد يافت. ما مردممان را با مشكلاتشان تنها رها نخواهيم كرد.
Çeviren: aydın farangi
اين ترجمه ۱۴شهريورماه ۸۷ در شماره ۷۳۲روزنامه اعتمادملی و در صفحه «كافه روزنامه» چاپ شد.
