> نمونههایی از بارکدهای خلاقانه ژاپنیها
> پسرم تک فرزنده!
> آيا ما در حال از دست دادن توانايی "فهم" همديگر هستيم؟
> هشدار بهداشتی: اسامی برنجهای آلوده را فراموش نکنید
متن زیر متن نامهای است که در اعتراض به شرایط پیش آمده در مورد نیروهای حقالتحریر مطبوعات اصلاحطلب به انجمن صنفی روزنامهنگاران ایران نوشتم و قرار است روز شنبه(امروز) مورد رسیدگی قرار بگیرد تا نتیجه چه باشد. در هر حال روزهای بعد در مورد این مساله بیشتر و گستردهتر نیز در همین وبلاگ خواهم نوشت.
رياست انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران
با سلام
من، آيدين فرنگی، با شماره عضويت 2556 آن انجمن، در اين نامه مواردی را به عنوان شكايت نسبت به رفتار صاحبان روزنامههای شرق، اعتماد و سرمايه اعلام كرده و علاوه بر آن، مواردی را نيز به عنوان نقد بر رفتار مديران انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران مطرح میكنم. اميدوارم همچنانكه اين اعلام شكايت، نقد و اعتراض، كتبی است، پاسخ انجمن نيز به صورت مكتوب باشد.
1) پيش از نخستين توقيف روزنامه شرق، اين روزنامه چندين ماه حقالتحرير نويسندگان روزنامه را پرداخت نكرده بود. به محض توقيف روزنامه، مديران نشريه وعده پرداخت حقالتحريرهای معوقه را دادند، اما تا رفع توقيف اين روزنامه – و حتی تاكنون – به چنين وعدهای عمل نشده است. مديران روزنامه دليل پرداخت نكردن حقالتحرير را اختلافهای موجود بين ناشر و سردبيری اعلام میكنند و هر يك ظاهرا ديگری را مقصر جلوه میدهد و حقيقت روشن در اين ميان چيزی نيست جز ضايع شدن حقوق نويسندگان.
مقوله مشخص ديگر اينكه ناشر روزنامه شرق كه از پرداخت حقالتحرير نويسندگان امتناع كرده، روزنامههای ديگری را نشر داده است. درحاليكه به نظر میرسد انتشار روزنامههای بعدی نيازمند منابع مالیای است كه ناشر با ادعای نداشتن آن منابع از پرداخت حقالتحريرهای شرق سرباززده است.
اگرچه به نظر میرسد برخی مديران انجمن صنفی نيز به علت حضور در متن آن روزنامه از جزئيات تضييع حقوق نويسندگان مطلع باشند، اينجانب با بيان ماجرا، شكايت خود را نسبت به پرداخت نشدن چند ماه حقالتحرير روزنامه شرق اعلام میكنم. بديهی است فارغ از ميزان مبلغ مورد دعوی، حوادثی از اين دست میتواند آزمون مهمی باشد درخصوص رفتار سياسی يا غيرسياسی انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران.
2) در آخرين ماه سال 1386 من سه مطلب به روزنامه اعتماد دادم كه چاپ شد. اما به دليل كم اعتمادی به ناشر آن روزنامه، با ترديد منتظر پرداخت حقالزحمه ماندم تا مبادا پيش از ارزيابی رفتار ايشان، حجم كار بیمزدم را چند برابر كرده باشم. اكنون كه پس از هفت ماه به دفتر آن روزنامه مراجعه كردهام، میشنوم ناشر روزنامه گفتهاند از اين به بعد به كسی حقالتحرير داده نخواهد شد و روزنامه در قبال چاپ مطلب متعهد به هيچ پرداختی نيست. اين گفته ناشر روزنامه درحالی است كه موقع ارائه متن توسط من به آن روزنامه، اصلا چنين موضع گيریای از جانب ايشان اعلام نشده بود.
از انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران انتظار دارم پيگيریهای ضروری را نسبت به احقاق حق اينجانب انجام دهد. بديهی است فارغ از ميزان مبلغ مورد دعوی، حوادثی از اين دست محكی است درخصوص رفتار مستقل انجمن در مقوله دفاع از حقوق خبرنگاران و نويسندگان.
3) من چند سال است جزو نويسندگان حقالتحرير روزنامه سرمايه محسوب میشوم. اكنون موقع مراجعه به دفتر اين نشريه متوجه شدهام ناشر روزنامه هنوز هم حقالتحريرهای ماه فروردين را پرداخت نكرده است و نيز شنيدههايی هست مبنی براينكه ناشر در نهايت حقالتحريرهای ماه ارديبهشت را پرداخت خواهد كرد و در ازای حقالزحمه ماههای بعد، خود را ملزم به هيچ پرداختی نمیداند. از انجمن میخواهم با بررسی كامل اين مساله نسبت به احقاق كامل حقوق اينجانب در مساله روزنامه سرمايه نيز اقدام كند.
آيا به نظر شما درست است ناشری با استفاده از مطالب نويسندگان چندين ماه اقدام به نشر روزنامه كند و سرانجام اعلام كند حاضر به پرداخت حقالتحرير نيست؟
شما به خوبی میدانيد بدون نويسندگان بنای هيچ روزنامهای شكل نمیگيرد. اكنون ما با تضييع كامل حقوق نويسندگانی مواجهيم كه چندين ماه باعث نشر يك روزنامه شدهاند و اكنون به نقل از از ناشر میشنوند: «ما در ازای چاپ مطلب فقط میتوانيم اسم نويسندهها را كنار مطالبشان چاپ كنيم.»
4) به عنوان عضو انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران و پيگير موارد صنفی، معمولا جزو بازديدكنندگان وبسايت انجمن هستم. در نهايت تاسف و شگفتی بايد متذكر شوم وبسايت انجمن در تمام اين مدت رفتاری دوگانه در عرصه اطلاعرسانی از خود بروز داده است. مثلا تاخير در پرداخت حقوق نويسندگان روزنامه سياست روز يا تعديل نيرو در ايرنا و... روی وب سايت انجمن به عنوان خبر بازتاب داشته، اما تضييع مطلق حقوق روزنامهنگاران طيف اصلاحطلب هيچ بازتابی روی اين وب سايت نيافته. به راستی چرا پرداخت نشدن حقالزحمههای روزنامه شرق برای آن انجمن واجد ارزش خبری نيست؟ بیاطلاعی از تضييع حقوق نيروهای حقالتحرير در روزنامههای اصلاحطلب به نظر من توجيه مناسبی نخواهد بود، چرا كه برخی مديران انجمن از نزديك با ساختار روزنامههای مذكور آشنا هستند. آيا يك انجمن صنفی نبايد از برخوردهای سياسی به دور باشد و فقط به حقوق اعضای خود انديشه كند؟ رفتار دوگانه وبسايت انجمن در زمينه اطلاعرسانی پيرامون تضييع حقوق نويسندگان اصلاحطلب مرا به وادی اين ترديد و نگرانی میكشاند كه آيا رفتار انجمن با ناشران روزنامهها نيز رفتاری سياسی است؟
با سپاس
آيدين فرنگی/ يك مهرماه 1387
در همين زمينه: سه گفتگو در راديو زمانه/ روی اسمها كليك كنيد
۱) با فريده غائب ۲) با آرش حسننيا ۳) با نيلوفر محبعلی
بازانتشار اين نامه در اينجا، اينجا و اينجا
