> آيا ما در حال از دست دادن توانايی "فهم" همديگر هستيم؟
> هشدار بهداشتی: اسامی برنجهای آلوده را فراموش نکنید
> ژيلا بنییعقوب از همسرش، بهمن احمدی میگوید
> توقیف بیش از 392 حلب روغن فاسد از سلف سرویس دانشگاه آزاد اردبیل
در تمام روزهایی که به یاد دارم مثل امروز گرفته نبودهام؛ هرچند امروز حمام رفتهام، موهای سرم را کوتاه کردهام و بعد از ۲۰ روز ریشم را تراشیدهام. حتی امروز به چند نفر از دوستانم زنگ زدم و خندیدیم. امروز کتاب خواندم، روزنامه خواندم، برای کار به جایی زنگ زدم، عصر را با دوستی در بیرون از خانه گذراندم و شب کنار پدر و مادرم تلویزیون تماشا کردم و کلی هم علیه تلویزیون حرف زدم و خندیدیم. اما خودم خوب میدانم که در تمام روزهایی که به یاد دارم مثل امروز گرفته نبودهام.
امروز به علت بدبختیهایم فکر کردم و به صورت مضحکی همه چیز را انداختم گردن انتگرال؛ که من یکگانهاش را درست نمیتوانستم حل کنم که رسیدیم به انتگرالهای دوگانه و سهگانه و من جا ماندم... بعد هم کلی در دلم به این علتیابی خندیدم. امروز پایان را هم حس کردم...
صداها پر از نشانهاند؛ آنقدر که ما را از دیدن صورت هم بینیاز میکنند. غرور و خودپسندی و تحقیرگری را میتوان در صدای دیگران فهمید، حتی اگر چهره طرف مقابلت را از نزدیک ندیده باشی و صدایش را فقط از تلفن شنیده باشی... حتی دروغگو بودنش را، حتی رنگ نقابش را...
نمیدانم چرا هیچ کدام از دوستانم نمیخواهند قبول کنند که هیچ فکر و طرح و راهی مرا به ادامه زندگی متصل نکرده است؛ که من بیهیچ هدف و لذتی روزها را میگذرانم...
