تبليغاتX
یادداشت‌هایی برای مخاطب احتمالی
یادداشت‌هایی برای مخاطب احتمالی
ردپاهایی در جامعه و فرهنگ و سیاست

چشم‌هایش؛ انگار که ساحل آبگیری مهربان

فقط می‌دونم که کلی حرف دارم واسه نوشتن؛ کلی حرف که تا به حال اینهمه رو هم تلنبار نشده بودن؛ کلی حرف که تا به حال اینهمه حسرت واسه نوشته شدن نکشیده بودن...


دلش حتی برای جدول وسط خیابان هم تنگ شده بود
برای شنیدن صدای بوق اتومبیل‌ها
برای تنه خوردن از عابرین
برای خواندن تیتر روزنامه‌ها جلوی دکه
برای آسفالت پیاده‌رو و برای تماشای همه درها و دیوارها...

صدایش می‌لرزید؛ از شعف بود
مثل چشم‌هایش؛ انگار که ساحل آبگیری مهربان
و به مرد آنسوی خط جواب داد: «منم دوستت دارم»

نوشته شده توسط آیدین فرنگی در ساعت 1:16 | لینک  |