عروسان سرزمین غربت
گزارشی درباره زنان ترکیهای ساکن ایران
نوشته: جهان آکتاش/ Cihan Aktaş
طبق برخی آمار، تعداد زنان ترکیهایی که پس از ازدواج با مردان ایرانی به این کشور مهاجرت کردهاند، کمتر از ده هزار نفر نیست. چون برخی از این زنان سفارت ترکیه در تهران را نسبت به حضورشان در ایران مطلع نساختهاند، امکان اظهار نظر قطعی درباره آمار ایشان وجود ندارد. احتمال میرود تعداد آنها در شهرهایی مثل تهران، ارومیه، تبریز و اردبیل بیش از سایر شهرهای ایران باشد. درباره محدوده سنی زنان یاد شده هم اطلاعات جامعی استخراج نشده است.
سهمیههای متقابل دانشجوییای که بر اساس پیماننامه RCD(همکاریهای منطقهای و بنیاد توسعه) بین دانشگاههای سه کشور ترکیه، ایران و پاکستان در حال تبادل است، مهمترین منشاء آشنایی مردان ایرانی با دختران ترکیهای محسوب میشود. دانشجوی ایرانی(دختر یا پسر) که در سنی مناسب ازدواج راهی ترکیه شده، بیشتر اوقات همسرش را از بین همکلاسیهایش انتخاب میکند. البته گاهی هم ممکن است دانشجوی خارجی مثلا دل به سودای عشق دختر یا پسر همسایه سپرده باشد.
از بین دختران ترکیهایی که پس از ازدواج با مردی ایرانی راه ایران را پیش گرفتهاند، فقط تعداد کمی وارد بازار کار میشود. لزوم یادگیری زبان و رسیدن به تصمیم ثابت در مورد کشور محل سکونت، نیازمند گذشت زمانی طولانی است. برخی از این زنان پس از مدتی هوای بازگشت به زادگاهشان را در سر میپرورانند و برخی دیگر عملا برمیگردند. اینجاست که نبود تصمیم قاطع در مورد کشور محل زندگی مشترک، به عنوان عامل اصلی طلاق مردان ایرانی و زنان ترکیهای خودنمایی میکند. زنان ترکی هم که ادامه اقامت در ایران را میپذیرند، با پیدا کردن سایر هموطنانشان، به ساماندهی گروههای دوستی میپردازند. مدت زمان اقامت در ایران، مهمترین وجه ممیزه و عامل تعدد گروههای دوستی به حساب میآید. عروسان ترکیهای در دورهمنشینیهایشان علاوه بر آنکه مجلس را با غذاهایی ویژه نظیر آش جوشواره، دلمه برگ، باقلوا و نانهای مخصوص سرخشده آراسته و گوش به ترانههای خوانندگان افسانهای سرزمین اجدادی میسپارند(در متن اصلی آمده است: «... و گوش به ترانههای امل سایین و ذکی مورن میسپارند،...» حذف اسامی خوانندگان از طرف مترجم انجام شد)، از گفتگو کردن پیرامون خبرهای مربوط به ترکیه نیز غفلت ندارند. امروز دیگر میتوانیم با کمک ماهوارهها در هر کجای دنیا که باشیم، اخبار و همه موارد مربوط به کشورمان را پیگیری کنیم. اینترنت نیز امکان دسترسی به صدا و تصویر اعضای خانوادهمان را فراهم کرده است. در شهرهای بزرگ ایران رستورانها، فروشگاههای لباس و مبلفروشیهای متعلق به شرکتهای ترکیهای افتتاح میشود. در خیابان شریعتی تهران هم دونرکبابی احمدبیگ مشتریهای ایرانی بسیاری دارد. پیشتر تعداد پروازهای استانبول – تهران، روزانه یک و در نهایت دو پرواز بود، اما اکنون تعداد این پروازها به چند نوبت رسیده است.
در دورهمنشینیهای زنانی که مدت زیادی از اقامتشان در ایران میگذرد، از احساس ناسازگاریای سخن به میان میاید که حین سفر به ترکیه در زادگاه خود با آن مواجه شدهاند. آنها دوست دارند در ترکیه در شهری که متعلق به خود میدانند، جایگاهشان را حفظ کنند، اما تحقق این امر با گذشت زمان، رفتهرفته دشوارتر میشود. این زنان در ترکیه مشاهده میکنند که اقوام و آشنایان پابهسنگذاشته پیرتر یا ازکارافتاده شدهاند و جوانان هم بعد ازدواج به شهر یا حتی به کشوری دیگر رفتهاند. وقوع تحولات بسیار در شهری که پس از ازدواج ناگزیر از ترک آن بودهاند، عامل مهمی است که باعث میشود «عروسان سرزمین غربت» با دلی اندوهگین به سر خانه و زندگیشان در ایران بازگردند.
فاصله استانبول تا تهران را با اتوبوس در 40 ساعت و با هواپیما در سه ساعت میشود طی کرد، اما فاصله اصلی را میزان تواناییهای فرد در حفظ مناسبات با زادگاهش تعیین میکند. در سفارت ترکیه در تهران، حین مراسمی که برای یکی از اعیاد برگزار شده بود، با زنی از اهالی ازمیر آشنا شدم. اگرچه دو، سه سال قبل شوهر ایرانیاش را از دست داده، به ازمیر برنگشته و در ایران ماندگار شده است. او ماجرایش را اینطور شرح داد: «وقتی همسرم فوت کرد، برادر بزرگم به عنوان نزدیکترین خویشاوند، از ترکیه برای اعلام تسلیت تلفن زد و در همان تماس از من پرسید که آیا در ایران مشکلی برای ادامه زندگی دارم یا نه؟ وقتی جواب دادم نه، گفت: من اینجا به سختی از عهده تامین مخارج خودم برمیآیم؛ قیمتها سر به فلک گذاشته و ... . بعد از این اتفاق بود که من هم تصمیم گرفتم دیگر به ازمیر برنگردم.»
طبق نگرش سنتی، عروس شدن، نوعی تغییر وطن محسوب میشود؛ چراکه در ازدواج این دختر است که راه خانه و کاشانه مرد را پیش میگیرد. ازدواج با مردی از یک کشور دیگر و رفتن به سرزمین او گسستی بزرگتر را پدید میاورد و نیازمند کوشش بیشتری است برای انطباق با شرایط جدید.
بیشتر زنان ترکیهای که پس از ازدواج با مردان ایرانی در این کشور ساکن شدهاند، در منزل با تلفیقی از سه زبان ترکی، فارسی و آذری سخن میگویند. این زبان تلفیقی به زعم من نشانگر عمق غربتی است که مانع سامانیابی زبانی این زنان شده است. ... .
شاید بین «دامادهای خارجی» ترکیهایها، مردان ایرانی از نظر تعداد در رتبههای نخست قرار داشته باشند، اما رسانههای ترکیه بهرغم توجه مثبت به دامادهای یونانی، هنوز ارائه چهره دوستداشتنی از دامادهای ایرانی را تجربه نکردهاند. شاید یکی از دلایل بروز این وضعیت، تقابل شخصیت داماد ایرانی با اطلاعرسانیهای منفیای باشد که پیشتر و به مدت طولانی علیه ایران در ترکیه انجام یافته است. از یاد نبریم که شبکههای تلویزیونی ترکیه فیلم «بدون دخترم هرگز» را هم پخش کردهاند؛ فیلمی که در آن داماد ایرانی، دکتر محمودی، مردی است بیتمدن و با رفتارهای زننده.(سطرهای قهوهای رنگ حین چاپ از طرف روزنامه حذف شده بود.)
منبع: روزنامه طرف؛ چاپ ترکیه/ متن اصلی در اینجا
این ترجمه چهارشنبه، ۱۵ اردیبهشت در صفحه اجتماعی روزنامه مردمسالاری به چاپ رسید(اینجا)
مادونایی با پالتوی خز