لطفاً با لبخند وارد شوید!
همینم مونده بود که جناب فروشنده بهم بگه: لطفاً با لبخند وارد شوید!
بعله قربان! همین یه قلم فرمایش مونده بود که شما تکمیل فرمودید. ملالی نیست جز ناراحتی شما از بیلبخندی ما. اون هم به چشم. شما غصه نخور...
اینم لبخند! بفرما... فرمایش تموم شد؟! راضی شدید؟
قربان تو بشه گنجشکای رو درخت! تو جنست رو بفروش. به تو چه من لبخند دارم یا ندارم؟ همین که کفشم گلی نیست یا بستنی دستم نیس یا اذیتت نمیکنم برات کافیه. بقیهش به خودم مربوطه.
ماشالله خیلی هم خوشسلیقهای. یه پرینت گرفتی رو کاغذ آ.چهار و روش درشت نوشتی: لطفاً با لبخند وارد شوید! اصلاً چرا به جای خردهفرمایش، خودت با لبخند از مشتری استقبال نمیکنی؟
ممنون که درس شهروندی و درس محبت میدی. به خدا ممنونتم.
عالیجنابهای مترقی! ما ممنون شماییم که این همه به فکر لبخند مشتریاتون هستید... و امیدواریم همچنان به مطالعهی کتابهای عامهپسند روانشناسی و بازاریابی ادامه بدید!
مادونایی با پالتوی خز