از گلایههای خیران مدرسهساز تا خاطرات یک آتشنشان باسابقه/ ویژهی اردبیل
پرسه در دنیای خبر/ بخش دوم
مروری بر خبرهای دههی اول مهرماه
تغییر کاربری مدرسههای وقفی غیرقانونی است
در نخستین روز سال تحصیلی جدید، رئیس مجمع خیران مدرسهساز استان از تغییر کاربری برخی مدرسههای موقوفه در اردبیل خبر داد و گفت این کار با موازین قانونی و شرعی سازگار نیست.
به گزارش خبرگزاری مهر، جواد قرآننویس در کارگروه آموزش و پرورش استان تاکید کرد: دیده میشود برخی مدرسههای موقوفه تغییر کاربری داده شده و از آنها به عنوان مهمانسرا یا مأمورسرا استفاده میشود.
او با انتقاد از افزایش این رفتار افزود: حتی برخی مدارسی که زندهیاد علیپور، از خیران بنام مدرسهساز استان، احداث کرده، تغییر نام و در برخی موارد تغییر کاربری داده شده و اکنون تنها ۲۰ مدرسه با نام علیپور در اردبیل دیده میشود؛ در حالیکه وی به نیت هفتادودو شهید کربلا، اقدام به ساخت و تحویل هفتادودو مدرسه کرده بود. همچنین مدرسههای پورسلیمان و طاها را هم تغییر نام دادهاند و پیگیریهای مکرر مجمع خیران مدرسهساز نتیجهای در پی نداشته است.
دو روز پس از انتشار خبر بالا، خبرگزاری مهر اظهارات مدیرکل اوقاف و امور خیریهی استان را در تأیید گفتههای قرآننویس روی خروجی خود قرار داد.
طبق این خبر، مدیر کل اوقاف و امور خیریه تصریح کرده که تغییر کاربری مدرسههای موقوفه بدون نظارت ادارهی کل اوقاف انجام شده است.
وحدت مشهوری نظری در گفتگو با خبرنگار مهر یادآور شده: نظارت بر فعالیت تمام ساختمانهای موقوفه بر عهدهی ادارهی اوقاف است و اگر مدرسهای تغییر کاربری داشته، این کار خارج از نظارت اوقاف انجام شده است.
مدیرکل اوقاف استان تأکید کرده: هر ساختمان وقف شده باید مطابق با موازین شرعی و طبق قرارداد واقف مورد بهرهبرداری قرار بگیرد و در غیر این صورت تغییر کاربری آن محل ایراد قانونی و شرعی است.
کلاه ایمنی، تنها کلاهی که همیشه باید سر خود گذاشت!
تیتر بالا را روی یکی از تابلوهایی که موتورسواران را به استفاده از کلاه ایمنی ترغیب میکرد دیدهام. متأسفانه تعداد قابل توجهی از موتورسواران با حرکتهای نمایشی و حادثهآفرین، رانندگی در خلاف مسیر حرکت قانونی و ایجاد آلودگی صوتی، همواره مخل آرامش عمومی و نظم ترافیکی بودهاند. استفاده از کلاه ایمنی هنگام موتورسواری، هم برای راننده و هم برای ترکنشین ضروری است؛ اما ضعف فرهنگ استفاده از وسایل نقلیه باعث شده فقط معدودی از موتورسواران به استفاده از کلاه ایمنی اقدام کنند.
خبرگزاری ایسنا، روز دوم مهرماه خبر مرگ راکب و ترکنشین یک موتورسیکلت را منتشر کرد. در این خبر آمده است: در حادثهی تصادفی که شب هنگام در محور روستای خیارک اردبیل رخ داد، یک دستگاه وانت نیسان با یک دستگاه موتورسیکلت برخورد کرد و در نتیجه راکب و ترکنشین موتور مجروح شدند و پس از انتقال به بیمارستان بر اثر شدت جراحات جانشان را از دست دادند.
وقتی آمار مبنای علمی نداشته باشد
هفتمین روز مهرماه، خبرگزاری مهر خبری را به نقل از دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی ایران منتشر کرد که به هیچ وجه باورپذیر نبود. وی در شهر سرعین، در پایان گردهمآیی مدیران کل کتابخانههای عمومی کشور، سرانهی مطالعهی روزانهی هر ایرانی را هفتادونه دقیقه اعلام کرد! آیا شما این رقم را باور میکنید؟ اگر هر ایرانی روزانه ۷۹ دقیقه مطالعه میکرد، آیا ممکن بود شمارگان کتابها و روزنامهها اینقدر اندک باشد؟
منصور واعظی ادعای اغراقآمیزش را در حالی مطرح کرده که در همان خبر، به نقل از وی آمده است: سیوپنج درصد ایرانیها هیچ مطالعهای در روز ندارند.
شاید اگر آمارسازی میتوانست باعث افزایش معلومات، درک و دانش عمومی شود، نمیتوانستیم نقدی را متوجه جناب دبیرکل کنیم؛ اما ...
جای دوری نرویم! از خودمان بپرسیم! آیا روزانه، با احتساب کتاب، روزنامه و مطالب اینترنتی، ۷۹ دقیقه مطالعه میکنیم؟ در کشوری که به تصریح آقای مدیر سیوپنج درصد مردمش هیچ مطالعهای در طول روز انجام نمیدهند، اهل مطالعه برای ۷۹ دقیقهای شدن سرانهی ملی مطالعه، روزانه چه مدت باید سرگرم خواندن باشند؟!
آقای مدیر سرانهی روزانهی مطالعهی هر اردبیلی را هم شصت دقیقه اعلام کردهاند که بر اساس محاسبات دقیق ریاضی[!] نوزده دقیقه کمتر از حد سرانهی ملی است.
برق، جان سارق کابل را گرفت
جریان برق جان سارق کابلهای برق را در مشگینشهر گرفت.
به گزارش خبرگزاری فارس، در این حادثه که حوالی شهر فخرآباد مشگینشهر رخ داد، سارق جوانی که با قیچی آهنبر به قصد سرقت کابل به بالای تیر رفته بود، دچار برق گرفتگی شد و به پایین سقوط کرد.
امدادگران هلال احمر، جسد مرد جوان را به صورت خشکشده یافتهاند.
تاریخ مخابرهی خبر فوق دهم مهر ماه است.
مشگینشهر قطب حوادث رانندگی دههی اول مهرماه
بر اساس خبرهای منتشر شده در خبرگزاریها، مشگینشهر را باید قطب حوادث دردناک رانندگی در ده روز اول مهرماه دانست. چهار کشته و شانزده مصدوم حاصل تصادفات خودرویی این شهرستان در مدت یادشده است.
به گزارش ایرنا، حادثهی نخست مربوط به آتشسوزی یک خودرو پیکان در محدودهی شهری مشگین میشد. این خودرو هنگامی که روز ششم مهر، در میدان نماز مشگینشهر در حال حرکت بود ناگهان آتش گرفت. آتش سوزی با تلاش مأموران آتشنشانی و انتظامی و اهالی محل مهار شد و سرنشین خودرو که از ناحیه سر و صورت دچار سوختگی شده بود، با کمک نیروهای امدادی به بیمارستان شهر انتقال یافت.
کارشناسان اطفای حریق علت آتشسوزی را نقص فنی در قسمت مخزن گاز سی.ان.جی خودرو اعلام کردند.
در حادثهی دوم، برخورد شدید یک دستگاه اتوبوس مسافربری با یک دستگاه وانتپیکان، یک کشته و سیزده مصدوم بر جای گذاشت. به گزارش ایرنا در این حادثه که روز جمعه، هفتم مهر، در 35 کیلومتری جادهی مشگین شهر ـ اردبیل و ۱۴۵ کیلومتری جادهی پارسآباد ـ اردبیل حوالی روستای اربابکندی رخ داد، رانندهی وانتبار در دم جان سپرد، اما مصدومان فقط به مداوای سر پایی نیاز داشتند.
اما روز دهم مهرماه روز تلختری بود. طبق آنچه ایرنا مخابره کرده، وقوع دو تصادف رانندگی در یک روز، سه کشته و دو مصدوم در پی داشت. در حادثهی اول که بامداد روز دهم در ۱۵ کیلومتری جادهی مشگین شهر ـ اردبیل روی داد، یک دستگاه سواری سمند به دلیل نامعلومی از جاده منحرف و واژگون شد. در این حادثه رانندهی سمند در دم جان باخت و دو سرنشین آن که اعضای یک خانواده بودند مصدوم و راهی بیمارستان شدند.
در حادثهی دوم هم که در ۶۰ کیلومتری همین مسیر در سهراهی صحرا به وقوع پیوست، یک دستگاه تانکر حمل سوخت با یک دستگاه خودروی وانت برخورد کرد که راننده و سرنشین وانت جان خود را از دست دادند. در تصادف مذکور، تانکر حمل سوخت نیز واژگون شد.
روز نهم مهرماه، ایرنا به نقل از فرمانده پلیس راه استان، نقاط حادثهخیز استان را ۴۳ مورد ذکر کرده بود.
سرهنگ معراج ظهیری در گفتوگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی تصریح کرده بود: سال گذشته ۷۸ نقطه حادثه خیز در استان اردبیل احصا شد که اصلاح فیزیکی ۳۴ نقطه از این تعداد پارسال به انجام رسید.
وی با بیان اینکه اقداماتی از جمله نصب تابلوها و علائم آگاهیدهندهی ترافیکی در این نقاط انجام شده است، ادامه داده بود: باید برای ۴۳ نقطهی حادثهخیز دیگر نیز اقدامات ایمنی و اصلاح فیزیکی انجام شود.
حمید حسنزاده، آتشنشانی با بیست سال سابقه
خبرگزاری مهر، هفتم مهرماه، به مناسبت روز جهانی آتشنشانی، گزارشی را از گفتوگو با حمید حسنزاده، آتشنشان باسابقه و مسؤول ایستگاه شمارهی دو آتشنشانی اردبیل منتشر کرد.
در این گزارش که به قلم ونوس بهنود نوشته شده، حسنزاده گفته است: «بیشتر از هفتهزار آتشسوزی در طول سابقهی کاریام دیدهام و اگر دقیقتر حساب کنم و برخی عملیاتهای جزئی را نیز در نظر بگیرم، میشود گفت در ده هزار عملیات شرکت کردهام.»
حسنزاده میافزاید: «از سال ۷۱ تا ۷۸ اردبیل تنها یک ایستگاه آتشنشانی داشت. روزانه بیش از سه حادثهی آتشسوزی اتفاق میافتاد و بنابراین، هر نیرو در طول ماه، دست کم در سی عملیات شرکت میکرد. اما از سال ۷۸ با افزایش ایستگاههای آتشنشانی، شرکت در عملیاتها برای هر ایستگاه به حداقل یک مورد در روز رسیده است. رعایت نکردن اصول صحیح استفاده از وسایل گرمازا، از جمله بخاریهای نفتی از یک طرف و از طرف دیگر چوبی بودن خیلی از ساختمانها و نبود کپسول آتشنشانی در منازل و ادارها عامل مؤثر آتشسوزی در سالهای قبل بود و ما با نفرات محدود، هر لحظه و هر ثانیه در حال آمادهباش بودیم.»
حسنزاده که مسؤول ایستگاه شماره دو آتشنشانی اردبیل است در لحظاتی که آژیر آمادهباش به صدا در میآید وظیفهی راهنمایی و هدایت تیم عملیات اطفاء حریق را به عهده دارد و معتقد است اگر راهنمایی و مدیریت صحنه نباشد، به دلیل خطراتی که در صحنه آتشسوزی وجود دارد، درصد آسیبها بالا میرود و کار درست انجام نمیشود.
وقتی خبرنگار مهر از خاطرههای شیرین حسنزاده در طول خدمتش پرسیده، او گفته است: «اینکار به حدی سخت و زیانآور است که نمیتوان گفت کار شیرینی است، اما آتشنشان زمانی پس از یک عملیات مشکل لبخند میزند که بتواند جان و مال دیگران را نجات دهد.»
وی به اقدام به خودکشی یک جوان اردبیلی در سال گذشته اشاره کرده میگوید: شخصی در محله سلمانآباد با نیت خودکشی به بالای دکل مخابراتی رفته بود، اما بعد از رسیدن به انتهای دکل، از اقدام خود پشیمان شده بود. آن بالا نه راه برگشت داشت و نه امکان ماندن. سرمای هوا بدنش را کرخت کرده بود. مأمور شاهحسینی با وجود آرتروز شدید گردن تا انتهای دکل رفت و فرد مذکور را با طناب به خود بست و تا پایین دکل وی را سالم حمل کرد. شاهحسینی این اقدام را در حالی انجام داد که قرار بود روز بعد تحت عمل جراحی آرتروز قرار بگیرد.
این آتشنشان با تجربه از مهار آتشسوزی بزرگ پمپ بنزین علیآباد اردبیل هم گفته و تاکید دارد در حالی که به دلیل کنده شدن اتصال ماشین سوخترسانی، بنزین با شدت در محوطه در حال سوختن و مخزن دههزار لیتری پمپ بنزین نیز در حد انفجار بود، آتشنشانان در دو دقیقه و ۴۸ ثانیه آتش را مهار کردند.
خاطرات بد حسنزاده هم کم نیست. مرگ چهار نفر از کارگران ساختمانسازی سبلان سبز از جملهی این خاطرات است. او میگوید: ریختن آوار بر روی این چهار نفر، در دم جانشان را گرفته بود و مأموران آتشنشانی با نهایت آزردگی با دستان خود خاکها را کنار زدند و اجساد را خارج کردند.
همچنین در ارتباط با روز آتشنشانی و خدمات ایمنی، ایرنا روز نهم مهر، به نقل از شهردار اردبیل نوشته بود: اکنون چهار ایستگاه آتشنشانی در چهار اقطهی شهر اردبیل دایر و در حال انجام وظیفه و ارائهی خدمات است، اما با در نظر گرفتن جمعیت و وسعت شهر و براساس استانداردها، دست کم باید هشت ایستگاه آتشنشانی در این شهر وجود داشته باشد.
این گزارش در شماره ۱۹۳ نشریهی مهر اردبیل منتشر شد. سه شنبه، ۲۵ مهر ۱۳۹۱
چندیست سرانهی مطالعه در انگلستان به طرز محسوسی کاهش پیدا کرده است. برای علاقهمند کردن دوبارهی مردم به کتابخوانی، کمپینی کاملاً متفاوت در شهر سامرست این کشور تشکیل شده است.




ما بچّههای این زمانهایم
من متأسفانه زبان لهستانی نمیدانم، اما حدس میزدم زبان شعرش زبان طبیعی روزمره باشد، خالی از فضلفروشیهای ادیبانه و صنایع بدیع متداول و خلاصه خالی از حشو و زوائد مرسوم. حدس میزدم از قافیه، جز در مواردی که از متن شعر طبیعی بروید بهره نگیرد. حالا خوشبختانه دریافتهام که این حدسها درست بودهاند. اگر جز این بود از شعر شیمبورسکا در ترجمه چیزی باقی نمیماند. گمان نمیکنم شیمبورسکا با این درک عمیق از شعر، با این تعادل اندیشه و عاطفه، طنز و تصویر و وسعت تخیل، نیازی به قافیهسازی و اوزان سنتی داشته باشد. شعرهایی که با این شگردهایی که برشمردم سروده میشوند و خوشبختانه هر چه پیشتر میرویم بیاهمیّتتر میشوند، در ترجمه چیزی از آنها باقی نمیماند. اما شعر این شاعر در ترجمه نیز میدرخشد.
در این شوخی، حقیقتی نهفته است. پروژههای علمی ـ به خصوص در دنیای مدرن ـ وابسته به فرد نیستند. به عبارت دیگر، این پروسهی منظم حتماً در طی مدت مشخصی انجام خواهد شد. اما در مورد هنر، این شوخی یا این حقیقت رایج نیست: اگر چارلی چاپلین آن فیلمها را نمیساخت و آن کمدیها را اجرا نمیکرد ـ به قول جوانها ـ عمراً کس دیگری چارلی چاپلین نمیشد. و اگر ساموئل بکت «در انتظار گودو» را نمینوشت، هیچ کس دیگری ـ با اطمینان میگویم ـ نمیتوانست در انتظار گودو بنویسد. نقاشیهای پیکاسو را کس دیگری نمیتوانست بکشد و ... .
مادونایی با پالتوی خز