شاید سرگشته در فاصله‌های بلند بین شادی و اندوه


برای برخی شادی، امر روزانه است و غم اتفاقی در این خلال. برای بعضی اندوه روند روزانه است و شادی رویدادی در این میان. در کدام عرصه‌ایم؟ در کدام جرگه؟ در دسته اندوه یا شادی؟ شاید سرگشته در فاصله‌های بلند بین این دو. اغلب لحظه‌هایمان به چه طعمی است؟ غلبه اندوه را بارها دیده‌ام، در خودم و دوستانم. اما آیا شادی هم مثل غم غالب می‌شود و خانه‌نشینی بلندمدت؟ آدم‌های عمیقاً شاد چه کسانی هستند؟


روح سرماخورده


سرما تو تنم می‌چرخید، عین یک کرم خاکی، اما با سرعتی کمی بیشتر. وول می‌خورد در رگ‌هام، در کمرم، در حاشیه‌ی شونه‌هام از پایین به بالا و می‌سرید از پس گردنم، از مهره‌های گردنم به پایین. زیر لحاف بزرگی کنار بخاری خوابیده بودم؛ یعنی از سرما پیچیده بودم به خودم. سرما تو استخوان‌هام بود. نه! سرما رو تو روحم، تو عمق وجودم حس می‌کردم. روحم سرد بود.

فرداش رفتم پیش پزشک. پرسید چی شده؟ خواستم بگم سرما رسیده به روحم؛ اما گفتم: هیچی! سرما خوردم! خیلی سردمه.

بی‌توجهی یعنی توجه منفی


در بی‌توجهی به امری، نشانه‌های مشخص توجه را می‌شود دید؛ مثلاً در بی‌توجهی نهاد یا مقامی سیاسی به امری یا به شخصی. این موضوع را در مناسبات عادی زندگی هم می‌شود پی گرفت. بی‌توجهی یعنی توجه، اما با وجه منفی.


دانستن اینکه مرگ


دانستن اینکه مرگ... آگاهی به اینکه مرگ... دانستن اینکه مرگ... آگاهی به اینکه مرگ... دانستن اینکه مرگ... آگاهی به اینکه مرگ... دانستن اینکه مرگ... آگاهی به اینکه مرگ... دانستن اینکه مرگ... آگاهی به اینکه مرگ... دانستن اینکه مرگ... آگاهی به اینکه مرگ...

مطلقیت و قاهریت مرگ


مرگ یک واقعیت قاطعه؛ واقعیتی بدون تردید، بدون بازگشت، بدون ترحم، بدون امکان امیدواری. مرگ مطلقه. مطلق‌تر و قاطع‌تر و قاهرتر از مرگ چه چیز دیگه‌ای هست؟ انسان می‌تونه در وجود خدا شک کنه، اما در مورد مرگ چی؟ مرگ قاطعیت مطلقه. در مرگ تردیدی نیست. انسان می‌تونه خدا رو فراموش کنه، اما نمی‌تونه به مرگ بی‌اعتنا باشه. مرگ بیشتر از خالق زندگی در ذهن انسان‌ها حضور داره.


آیا هیچ کس تنها نیست؟!


همراه اول با شعار تبلیغاتی‌اش دقیقاً انگشت گذاشته روی زخم عمیق انسان امروز:‌ تنهایی. ما همه با هم تنها هستیم. این واقعیت تلخ، آزاردهنده و ویرانگر دنیای امروزه. اما همراه اول با این شعار و یادآوری موضوع عظیم تنهایی، از مردم می‌خواد به واسطه‌ی تماس‌های صوتی یا پیامکی، از تنهایی دربیان! همراه اول مسأله‌ی تنهایی رو ساده‌سازی می‌کنه و می‌گه: "چرا تنها باشی؟! اگه تنها هستی، با تماس تلفنی به تنهاییت غلبه کن!" به همین سادگی! همراه اول تنهایی رو امری پیش پا افتاده نشون می‌ده که می‌شه با یک تماس اون رو از بین برد. اما تنهایی از بین نمی‌ره و فرد برای از بین بردن اون، مدام تماس می‌گیره. فرد دیگه نمی‌تونه خودش رو تاب بیاره و باز تماس می‌گیره. تماس، تماس... و همراه اول چرخه‌ی مالی بزرگی پیدا می‌کنه. همراه اول یا ایرانسل یا تالیا یا هر اوپراتور دیگه‌ای، از تنهایی عمیق و فزاینده‌ی انسان سوداندوزی می‌کنن.

انسان تنهاست؛ به تنهایی کره‌ی زمین در کائنات. اگه هر شب به مهمونی می‌ریم و هر روز با دوستامون قرار می‌‌ذاریم، و شاد هستیم و سرخوش، داریم دروغ می‌گیم به خودمون، به اطرافیان‌مون. کافیه در هر لحظه و در هر کجا که هستیم، توانایی، شجاعت و جسارت فکر کردن به خودمون رو داشته باشیم. اون وقت می‌بینیم که تنهاییم.