پایانی برای سال هشتادونه


آبِ خنکِ گوارا در عرض ده دقیقه می‌تواند به یک کتری آب جوش بدل شود؛ می‌تواند ابزاری باشد برای شکنجه و اگر دقت نکنی می‌تواند بسوزاندت. آب جوش بعد از دو ساعت می‌تواند به تکه یخی بدل شود و تکه یخ در طول بیست دقیقه می‌تواند داخل کتری بجوشد! این‌ها همه در زمانی اندکی روی می‌دهد.

می‌خواهم چه بنویسم؟ می‌خوام چه بگویم؟ نمی‌دانم چرا از صبح ذهنم درگیر جمله‌‌های بالاست. یکی ـ دو ساعت دیگر راه می‌افتم طرف اردبیل. به طرف خانه. پیش مادرم، پدرم، خواهرم. می‌روم پیش صالح. می‌روم پیش دوستانم. می‌روم پیش فامیل.

خانه‌ی کرج را ترک نکرده دلم برای اینجا تنگ شده. از طرف دیگر دلم می‌خواهد طول جاده را پرواز کنم. جاده‌ها دلگیرند. سفر در شب را دوست می‌دارم؛ تماشای چراغ‌های روشن خانه‌ها در طول جاده را.

تمام خانه‌ها، تمام شهرها برای من بیش از آن‌چه بتوانم درک‌شان کنم بزرگ بودند. من طاقت مهربانی را ندارم. با یک ایمیل محبت‌آمیز با یک کامنت ساده بغضم می‌گیرد. از این‌که کسی به یادم باشد گریه‌ام می‌گیرد. از این‌که دلی برایم تنگ شود مبهوت می‌مانم.

شاید تا نوروز نتوانم به این‌جا بیایم. برای همه‌ی کسانی که این‌جا را می‌خوانند سالی پر از شادی آرزو می‌کنم. موفقیت و پیروزی دوستانم را می‌خواهم. آزادی و مهربانی را برای همه‌مان می‌طلبم. و از همه‌ی کسانی که حتی لحظه‌ای با من مهربان بودند ممنونم. از خانواده‌ام، از دور و نزدیک، از سعیده، از صالح، از حسین، از محمد، از آیدین، از علیرضا، از نادر، از شیما، از رضا، از ترانه، از الیاس، از هایده، از ثریا، از نسرین، از ژیلا، از بهمن، از روحی، از آرتمیس، از مجید، از علیرضا، از طاهره، از شراره، از رؤبا، از لیلا، از مظاهر، از اردشیر، از مهری،‌ از بهروز، از الهام، از مهین، از مریم، از فریده، از آمنه، از محبوبه، از عسکر، از احمد، از مهناز، از مژگان، از سمانه، از ناصر، از اکبر، از عیسی، از مهدی، از شاهین، از بتی، از طاهر، از فاطمه، از المیرا، از شیرین، از مرضیه، از خلیل، از ندا، از فریبا، از معصومه و از کلی و کلی دوست دیگر که دیگر نمی‌توانم نام‌شان را بنویسم؛ چراکه دارد گریه‌ام می‌گیرد و این متن باید تمام شود؛ ممنونم.

نوروز مبارک. سال خوبی داشته باشید...
چرشنبه‌ؤز موبارک. بایراموز موبارک و گلن گون‌لروز خئیرلی.

عکسی که هم‌چنان ماجرا می‌آفریند

عکسی که هم‌چنان ماجرا می‌آفریندعکسی افسانه‌ای از رهبر انقلابی، ارنستو چه گوارا که به شکلی جالب به یکی از موفق‌ترین محصولات تجاری بدل شده، بار دیگر مناقشه‌ای را در پی داشته است. یک طراح انگلیسی که با الهام از این عکس، کارت‌پستالی را طراحی کرده، اکنون به اتهام اخلال در حقوق مؤلف، باید در دادگاه حاضر شود.

Kate Polyblank، طراح کارت، پرتره‌ی شخصیت‌های مشهور را با تصاویری از سگ‌ها و گربه‌ها انطباق داده، علاوه‌بر انتشار تقویم‌های ویژه، این طرح‌ها را روی اشیاء کادویی‌ای مثل لیوان و قاب عکس نیز چاپ‌ می‌کند. روی یکی از این کارت‌ها، تصویر یک سگ، منطبق با تصویری نمادین از چه‌ گوارا، به چاپ رسیده است. 

پس انتشار کارت، دیانا لوپز کوردا، دختر آلبرتو کوردا که سال ۱۹۶۰ این عکس مشهور را گرفته، در کشور محل سکونتش، فرانسه، شکایتی را علیه شرکت Polyblank در دادگاه اقامه کرده است. او عقیده دارد کار  Polyblank، اخلال در حقوق مؤلف محسوب می‌شود. تولیدکننده‌ی کارت هم می‌گوید: «در این کارت چیزی نیست که باعث نگرانی شود. کارت، چیزی جز عکس یک سگ نیست. هدف من ارائه تقلیدی خنده‌دار از عکسی بود که برای همه‌ی ما تصویری آشناست. ما به این دادگاه اعتراض خواهیم کرد.»

در اینجا برخی از تصاویری را که Polyblank طراحی کرده خواهید دید: شخصیت‌ها به ترتیب عبارتند از: ارنستو چه گوارا، مایکل جکسون، لیدی گاگا، اسنوپ داگ، ملکه الیزابت دوم، وینستون چرچیل و چارلی چاپلین.

برای این‌که مجله‌‌ات را بخرند، باید اول نشریه‌ات دیده شود


«برای این‌که مجله‌‌ات را بخرند، باید اول کاری بکنی که نشریه‌ات دیده شود.» جمله‌ی بالا قاعده‌ای است که مجله معروف مد و زندگی انگلیسی، The Love Magazine، سال‌هاست آن را رعایت می‌کند. این مجله بارها با طرح جلدهای جنجالی‌، خود را به رخ خریدارانش کشیده است. The Love Magazine با پیگیری گرایش‌ها و سبک‌های متعدد زندگی و مد در جهان، معمولا طرح جلد خود را به تصویری متفاوت و بحث‌انگیز از شخصیت‌های آوانگارد و پاپولار اختصاص می‌دهد. برای دیدن منتخبی از طرح‌های جلد این مجله و برخی تصاویر منتشر شده در آن روی اینجا کلیک کنید.

پ.ن: اگر مثلا تصویر شماره‌ی یک این مجموعه را کنار سطرهای فوق می‌گذاشتم، تعداد بازدیدکنندها تا چند برابر افزایش می‌یافت و مخاطبان با کنجکاوی، هم مطلب را می‌خواندند و هم به پیگیری طرح‌ها می‌پرداختند. همین آزمایش ساده می‌تواند اهمیت جایگاه تصویر در خبررسانی و روزنامه‌نگاری را نشان بدهد. یک عکس مناسب و جذاب، می‌تواند بر تعداد مخاطبان خبر یا خریداران نشریه بیفزاید و عکسی عاری از نکات جذاب، می‌تواند باعث مرگ خبر یا گزارشی جذاب شود.