میدان تردید را محدود نکنیم
چند روز پیش در کتابفروشی، کتاب کوچکی را محض ورق زدم برداشتم. کتاب با این عبارت شروع میشد: «بیتردید...»
نمیدانم چرا مؤلف نخواسته بود مخاطبش تردیدی در صحت گزارهی مطرح شده داشته باشد.
به نمونههای زیر توجه کنید:
بیتردید در زمستان هوا سرد میشود.
در زمستان هوا سرد میشود.
بیتردید مصرف میوه و سبزیجات برای سلامت بدن مفید هستند.
مصرف میوه و سیزیجات برای سلامت بدن مفید هستند.
بیتردید آزادی سبب رشد فرهنگی میشود.
آزادی سبب رشد فرهنگی میشود.
چرا نویسنده باید مطلبش را با عبارت «بیتردید» آغاز کند یا اصلا در جای دیگر از متنش این تعبیر را به کار ببرد؟ چرا نباید به مخاطب اجازهی تردید داد؟
یادداشتها و مقالههای زیادی را دیدهام که با «بیتردید» آغاز شدهاند. دردناکتر اینکه نویسندگان این مطالب، نه مدعیان تکصدایی، که مدافعان نسبیگرایی و آزاداندیشی بودهاند. نویسنده هرچهقدر هم که به صحت گزارهای که مطرح میکند باور داشته باشد، و حتی اگر بارها صحت آن برای بسیاری نیز ثابت شده باشد، چطور میتواند با قرار دادن تعبیر «بیتردید»، بکوشد خوانندهی پرسشگر را که تردید کردن، اصل اساسی هویت اوست از تردید بازدارد؟ چطور میتوان به چنین یقینی رسید که امکان شبهه را از همگان سلب کرد؟
ـ بیتردید دود ناشی از خودروهای فرسوده نقش مهمی در آلودگی هوا دارد. جملهی بالا گونهای قطعیت را در خود دارد که میتواند باعث آزار خوانندهی آزاداندیش شود. نویسنده میتواند جملهای مثل نمونهی زیر را جایگزین آن کند: تحقیقات نشان داده دود ناشی از خودروهای فرسوده نقش مهمی در آلودگی هوا دارد.
کتاب، یادداشت و مقاله، جای مناسبی برای صدور احکام قطعی نیست. اندیشه و مطالعه با تردید و تردید کردن گره خورده است. کاش در نوشتارمان از جایگاه فرمانفرمایی و دانای کلی پایینتر بیاییم و به متن اجازهی نفس کشیدن بدهیم.
بنابه اظهارات کارشناسان، تحقیقات نشان میدهد، بررسیهای نشان داده است، طبق گفته بسیاری از متخصصان، براساس آنچه بسیاری از کارشناسان میگویند و ... جایگزینهای مناسبی برای عبارت «بیتردید» به حساب میآید. کسی چه میداند! شاید تا چندی دیگر صحت گزارهی مطرح شده نقض شود. چرا نویسنده به خود اجازهی صدور احکام خدشهناپذیر را میدهد؟ وقتی مینویسیم «بیتردید» یعنی خدشهای بر صحت گزارهی مطرح شده وارد نیست. چگونه میتوان به چنین مقام یقینی و خدایی رسید؟!
مادونایی با پالتوی خز