زیبنده‌ی مردانگی تنهایی است، بی‌اعتنایی به زنان و بی‌نیازی از آنان؛ چه اگر مرد از نظر ضمیر به حضرت باری قرین است، ذات الهی از نیاز به جنس زن بری است.

زیبنده‌ی مردانگی دوست داشتن زنان است، تماشای آنان و همنشینی‌شان؛ چه اگر مرد بی‌اعتنایی به زنان پیشه کند، نفی تدبیر الهی کرده و نفی مردانگی خویش.

زیبنده‌ی مردانگی شارب(سبیل) است؛ چه امتیاز مرد بر زن، اقتدار اوست و روح این اقتدار در شارب به تجلی می‌رسد.

زیبنده‌ی مردانگی منوط کردن حفظ یا زدودن شارب و محاسن است به پسند زن؛ چه اگر مرد در دایره‌ی پسند زن نباشد، هر آنچه از مردانگی نصیب برده، از منظر بود و نبود برابر می‌شود.