جهان یک «چِلمِ» بزرگ است
مروری بر دو کتاب «احمقهای چلم و تاریخشان» و «دوباره احمقهای چلم»
«آیزاک بشویتس سینگر»(۱۹۹۱-۱۹۰۴)، نویسندهی لهستانی ساکن آمریکا، در کتاب «احمقهای چلم و تاریخشان» در قامت یک قصهگو مخاطبش را به جهان قصههایی میبرد که کوچک و بزرگ از شنیدنشان احساس لذت میکنند. او، آنچنانکه خود میگوید، کتابش را نه فقط برای بچهها، بلکه برای والدین آنها هم نوشته است. به زعم نویسنده «والدین نیز بچههایی جدیاند.»
«چِلم» فقط یک شهر یهودینشین در لهستان نیست که سادهلوحی مردمش از گذشتههای دور تا امروز بر سر زبانها بوده است. اگر کتاب «بشویتس سینگر» را بخوانید، خواهید دید که با چلمی به وسعت جهان روبهرو هستیم و ما همگی ساکن چلمیم. چلمی بودن دشوار نیست. کافی است به اندازهی لحظهای قوم، تبار، کشور، شهر، خانواده، باور، فرهنگ یا زبان خود را بر دیگران برتر دانسته باشیم، تا به جرگهی شهروندان افتخاری چلم بپیوندیم. «احمقهای چلم»، قصهی انسانهای مغرور و در عین حال عقبماندهی سراسر دنیاست؛ قصهی انسانهایی که معتقدند «وقتی عقل را در آسمان تقسیم میکردند، نود درصدش را به آنها دادهاند.»
چلمیها نمیاندیشند. آنها یا تابع حاکماند یا تابع رهبران شورشی. البته هم حاکمان و هم رهبرانِ شورشی، اهل اندیشیدن هستند؛ منتهی همانطور که مردم چلم با نیندیشیدن بخشی از تاریخ حماقت را شکل دادهاند، گروه نخبگان نیز با اندیشههاشان به تکوین همان تاریخ یاری رساندهاند.
اگرچه در چلم قانونهای سفت و سختی برقرار است، وقتی مسألهی قدرت یا سود سیاسی پیش میآید، ضوابط قانونی و اصول اخلاقی به آسانی فراموش میشود. به عنوان نمونه وقتی حاکم با هدف فائق آمدن بر بحران موجود در شهر تصمیم میگیرد به دهکدهی همسایه حمله کند و مسألهی بسته بودن شبانهی دروازدهی دهکده مطرح میشود، وی برای حل مشکل تصمیم میگیرد «فایتل دزد» را که به جرم شکستن در مغازهی خواروبارفروشی و دزدیدن پیاز به سیصد سال زندان محکوم شده، آزاد کند تا قفل دروازهی دشمن به دست او گشوده شود.
بخشی از قصهی چلم، حکایت آشنای تملق است؛ چه آنجا که مشاورانِ همواره چاپلوس «گرونام گاو» منشی وی را به سبب پرسیدن یک سؤال مستحق اعدام میدانند و چه آنجا که «زِگلِ» شاعر قصایدی در چندهزار بیت در وصف حاکمان میسراید. «زگلِ شاعر که قبلا اشعار بیشماری در ستایش از گرونام(حاکم نخست) سروده بود، حالا داشت قصیدهای در ستایش «پوک راکا»(حاکم جدید و انقلابی) مینوشت. او از این گلایه داشت که دوازدههزار بیت برای توصیف همهی فضائل پوک راکا کافی نیست.»(ص۴۰) در ادامهی قصه وقتی حاکم انقلابی جدید نمیتواند از عهدهی مدیریت شهر برآید، «فایتل دزد» رهبری اعتراض را به دست میگیرد و با پیروزی بر حزب انقلابی، بر مسند امور تکیه میزند. در دورهی وی نیز زگل شاعر به کار خود ادامه داده و سرودهای شانزدههزار بیتی را به اوصاف فایتل اختصاص میدهد. سرانجام وقتی دهکدههایی که فایتل اشغال کرده سر به شورش میگذارند، زگل تغییراتی در شعرش میدهد و آن را به شکل زیر در میآورد: «شرم و لعنت بر فایتل/ شرم و لعنت بر فایتل.»
در چلم جنگ حلّال مشکلات شمرده میشود. هرچند مردم «گورش کود» بدبختتر از چلمیها هستند، حاکم چلم تصمیم دارد برای حل بحران داخلی، به جنگ آنها برود. او میگوید: «وقتی پیروز شدیم آنها را وادار میکنیم تا مثل بردهها برایمان کار کنند. آن وقت میتوانیم وقتمان را صرف افکار هوشمندانهای بکنیم که شایستهی مردان فرزانهی چلم است.»(ص۲۳) گفته میشود «احمقهای شهر چلم سرگذشت خیالی و طنزآمیز شهر یا کشورهایی است که حاکمانشان دچار توهم رسیدن به قدرت و وسعیت یک امپراتوری و توهم جهانی شدن هستند.»(نوشتهی پشت جلد کتاب)
پس از شکست گرونام گاو در جنگ، «بنم پوک راکا» علیه وضع موجود قیام کرده و در یکی از بندهای برنامهی انقلابیاش اعلام میکند: «پول باید منسوخ شود. تا وقتی پول وجود دارد، ثروتمند و فقیر هم وجود خواهد داشت. بدون پول همه به طور مساوی فقیر خواهند بود...»(ص۳۸) «بنم پوک راکا پول را منسوخ کرده بود، اما تاجران نمیخواستند کالاهایشان را مفت و مجانی به کسی بدهند. پس هواداران پوک راکا همهی مغازهها را مصادره کردند و ادارهی آنها را به دولت سپردند؛ ولی مسؤولان جدید، کالاها را بین دوستانشان توزیع کردند. به علاوه چلمیها به علت نداشتن پول، هیچ کالایی را از جاهای دیگر نمیتوانستند بخرند. این چنین شد که خیلی زود از هر سو صدای آه و ناله و فریاد و فغان برخاست: پولها را به ما برگردانید! ما پول میخواهیم!»(صص ۴۶ و ۴۵). قصهی چلم، قصهی مکرر شکستها، حماقتها و هیجانهاست. هرچند چلمیها مقاطع حساس تاریخی را با ناکامی پشت سر میگذارند، در پس هر شکست، خود را چنین دلداری میدهند: «اگرچه ثروتمند نشدیم، خردمندتر شدیم.» با افزایش نارضایتی از حزب انقلابی، جمعیت زیادی جلو خانهی پوک راکا تجمع کرده، با خشم فریاد میزنند: «پول ما را بدهید! چلمِ بدون پول وجود ندارد. ما پول میخواهیم!» در شب تجمع با سخنرانی فایتل دزد، فصل جدیدی از تاریخ حماقت رقم میخورد: «برادران و خواهران چلمی! پوک راکا به انقلاب خیانت کرده است. او دشمن مردم و احمقتر از گرونام است. من، فایتل دزد حکومت را به دست میگیرم. پول تازه چاپ میکنم. زنده باد انقلاب! مرگ بر پوک راکا! من، فایتل، بعد از این و برای همیشه اولین و آخرین فرزانهی چلم هستم!»(صص ۴۹و ۴۸)
اگر میخواهید ادامهی قصهی چلم را بدانید و اگر میخواهید با قصهای شیرین ساعتی خوش برای خود و فرزندتان بسازید، کتاب «احمقهای چلم و تاریخشان» را از دست ندهید. این قصه نه شعاری است، نه ایدئولوژیک؛ تمثیلی از وضعیت یک کشور خاص هم نیست. «بشویتس سینگر» که عقیده دارد قصهگویی در عصر ما هنری است فراموش شده، در قید پیامهای سیاسی و اخلاقی و اجتماعی نیز نمانده است. او مینویسد: «برخی از نویسندگان، کتاب مینویسند، نه به خاطر عشق به داستان، بلکه به خاطر عشق به پیامی که در آن داستان است. در عصر ما و در هیچ عصر دیگری، قحطی پیام وجود نداشته و ندارد. اگر همهی پیامها ناپدید شوند و فقط ده فرمان باقی بماند، ما هنوز به قدر کافی پیام برای عصر حاضر و آینده داریم. مشکل ما این نیست که به قدر کافی پیام نداریم؛ بلکه این است که ما از تحقق بخشیدن و عملی ساختن آن پیامها امتناع میورزیم.»(دوباره احمقهای چلم، ص۹۳)
یک سال پس از ترجمهی فارسی کتاب احمقهای چلم و تاریخشان، کتابی دیگر از سینگر در ایران منتشر شد: «دوباره احمقهای چلم». شش داستان این کتاب که شامل هشت داستان کوتاه طنز و یک یادداشت کوتاه دربارهی ادبیات کودک است، باز به ماجراهای چلم اختصاص دارد. آخرین داستان کتاب، «تودی ناقلا و لیزر خسیس» که برآمده از قصههای بومی یهودیان اکراینی است، شباهتی به یکی از حکایتهای «ملانصرالدین» دارد. در قصهای که سینگر روایت میکند، «تودی» به بهانهی آمدن خواستگار برای دخترش، از «لیزر» یک قاشق غذاخوری نقره امانت میگیرد و روز بعد قاشق را همراه یک قاشق چایخوری نقره به صاحبش برمیگرداند. وقتی لیزر میگوید که قاشق چایخوری متعلق به او نیست، تودی جواب میدهد: «قاشق شما دیروز یک بچه به دنیا آورد...» همین ماجرا سه شب دیگر ادامه پیدا میکند تا اینکه تودی، به بهانهی آمدن خواستگار اینبار از لیزر میخواهد تا یک جفت شمعدان نقرهی گرانقیمتش را به او امانت دهد. لیزر خسیس هم با خوشحالی موافقت میکند، اما دیگر خبری از شمعدانها نمیشود! لابد باقی قصه را خودتان حدس زدهاید...
دنیای قصههایی سینگر با جهان مألوف قصههای ما بیگانه نیست و لذت و سرخوشی ناشی از خواندن قصههایش نشانی است بر این نزدیکی.
در کتاب «دوباره احمقهای چلم»، پس از هشت داستان کوتاه، یادداشتی نیز به قلم نویسنده منتشر شده است. این یادداشت چنین نام دارد: «آیا کودکان نقادان اصلی آثار ادبیاند؟» یادداشت سینگر اینطور آغاز میشود: «کودکان بهترین خوانندگان آثار ادبیاند. بزرگسالان مسحور نام بزرگان، سخنان پرطمطراق و مقهور تبلیغات گستردهاند. نقادان نیز که به جامعهشناسی بیش از ادبیات علاقه دارند، میلیونها خواننده را وامیدارند تا داستانی را که در جهت تحول اجتماعی نکوشد، ارزشمند ندانند... اما کودکان تسلیم چنین عقایدی نمیشوند... در عصر ما که قصهگویی یک هنر فراموششده است و جامعهشناسی آماتور و روانشناسی مبتذل جایگزین آن شدهاند، کودک هنوز خوانندهای است مستقل که به چیزی جز ذوق و سلیقهی خود تکیه نمیکند...»(صص ۹۰ و ۸۹) وی در ادامهی یادداشتش به ضرورت ارتباط عمیق متن با نویسنده اشاره کرده، مینویسد: «گاهی اوقات موضوعی دارم، اما چیزی مرا به نوشتن آن وانمیدارد. من دربارهی موضوعات بسیاری مطلب نوشتهام، ولی هرگز از آنها استفاده نخواهم کرد، زیرا واقعا به آنها علاقهمند نیستم. در نهایت هم باید متقاعد شوم ـ ولو به خطا ـ که تنها من میتوانم دربارهی این موضوع داستان منحصر به فردی بنویسم. آنگاه با خود میگویم این باید داستان من باشد. باید شخصیت، منش و راهی را که من در زندگی میروم، بیان کند.»(ص۹۰)
سینگر میگوید: «غمانگیز است که بسیاری از نویسندگانی که داستانهای ماوراءالطبیعهای را تحقیر میکنند، برای کودکان داستانهای تخیلیای مینویسند که چیزی جز هرج و مرج محض نیست. کتابهایی برای کودکان وجود دارد که جملههاشان منسجم و مرتبط با یکدیگر نیست. حوادث، غیرارادی و به طور تصادفی رخ میدهد، بدون اینکه هیچ گونه ارتباطی با تجربیات یا افکار کودکان داشته باشد. چنین نوشتههایی نه تنها کودک را سرگرم نمیکند، بلکه به نحوهی تفکر او آسیب میرساند. گاهی اوقات حس میکنم که نویسندگان به اصطلاح پیشگام سعی میکنند کودک را برای «شبزندهداری فینیگانها»، اثر جیمز جویس یا معماهایی از این قبیل که بعضی پروفسورها به شرح آنها علاقهمندند آماده کنند. چنین داستانهایی به جای اینکه به اندیشهورزی کودکان کمک کنند، سبب ناتوانی فکری آنها میشوند. اینطور بگویم: داستان تخیلی، آری؛ مهملبافی، خیر.»(ص۹۱)
نویسنده که در روایتش از چلم به سنتهای قصهگویی شفاهی تکیه دارد، معتقد است: «ادبیات عامیانه نقش مهمی در ادبیات کودکانه بازی میکند. تراژدی در ادبیات مدرن بزرگسالان راه خود را به طور کامل از ادبیات عامیانه جدا کرده است. بسیاری از نویسندگان جدید بیریشه شدهاند. آنها نه تعلقی به هیچ دسته و گروه خاصی دارند و نه میخواهند داشته باشند. آنها حتی میترسند از اینکه قومگرا، ناسیونالیست یا حتی شوونیست نامیده شوند. در واقع ادبیات بدون ریشه وجود ندارد... هرچه یک نویسنده در محیطش ریشهدارتر شود، به همان اندازه نیز مردم بهتر میتوانند او را درک کنند و هرچه ملیتر شوند، جهانیتر خواهند شد. ... من کودکان یهودی، خردمندان یهودی، احمقهای یهودی و عروس و دامادهای یهودی را توصیف کردهام. حوادثی که نقل کردهام در ناکجاآباد اتفاق نیفتاده، بلکه در دهکدههای کوچکی که به خوبی میشناختم و در آنها بزرگ شده بودم اتفاق افتادهاند... بسیاری از کتابهای امروزی برای کودکان، رنگ محلی و جذابیت قومی ندارند. نویسندگان سخت تلاش میکنند تا جهانی بنویسند. آنها میخواهند کالایی تولید کنند که برای همه خوشایند باشد، نه برای یک گروه خاص... بدون ادبیات عامیانه و ریشههای عمیقش در یک مکان و موقعیت خاص، ادبیات منحط میشود و رو به ضعف مینهد. این موضوع دربارهی ادبیات در همهی زمانها صدق میکند. خوشبختانه حتی امروزه نیز ادبیات کودکان بیشتر ریشه در ادبیات عامیانه دارد تا ادبیات بزرگسالان و همین امر ادبیات کودکان را این اندازه برای نسل ما مهم کرده است...»(صص ۹۳، ۹۲، ۹۱)
نویسنده یادداشتش را اینطور به پایان برده است: «در عصر ما وقتی که ادبیات بزرگسالان رو به انحطاط نهاده، کتابهای خوب برای بچهها، تنها امید و تنها پناهگاه است. بسیاری از بزرگسالان کتابهای کودکان را میخوانند و از آنها لذت میبرند.»(ص۹۵)
بله! قصههای چلم هم برای کودکان و نوجوانان نوشته شده است، هم برای والدین آنها. طعم این قصهها را بچشید! ضرر نخواهید کرد!
احمقهای چلم و تاریخشان سال ۱۹۶۹ جایزهی Caldecatt را که یکی از جایزههای مهم ادبیات کودک و نوجوان آمریکا است به دست آورد. آیزاک بشویتس سینگر جایزهی نوبل ادبی سال ۱۹۷۸را نیز در کارنامهی خود دارد.
مشخصات کتابها:
ـ احمقهای چلم و تاریخشان، آیزاک بشویتس سینگر، ترجمه: پروانه عروجنیا، تصویرگر: اوری شولتز، نشر آسمان خیال، تهران، چاپ دوم، ۱۳۸۹، قیمت: ۲۸۰۰ تومان
ـ دوباره احمقهای چلم، هشت داستان طنز، آیزاک بشویتس سینگر، ترجمه: خدیجه روزگرد، نشر آسمان خیال، تهران، ۱۳۹۰، قیمت: ۳۵۰۰ تومان
این یادداشت در وبسایت مرکز فرهنگی شهر کتاب منتشر شد(اینجا)
مادونایی با پالتوی خز