مادونایی با پالتوی خز، رمانی از صباحالدین علی/ ۱۰
در بخشی از رمانِ مادونایی با پالتوی خز، نویسنده، صباحالدین علی، به تابلوی Madonna delle Arpie (Madonna of the Harpies/ مادونای هارپیها) اثر نقاشی ایتالیایی آندرئا دِل سارتو (Andrea del Sarto) اشاره میکند که در ۱۵۱۷ م کشیده شده است.
در رمان چنین آمده است: «... دربارهی این هنرمند جوان که برای اولین بار اثری را در یک نمایشگاه ارائه میکرد، در حد مقدور، مفصل بحث کرده بود. نوشته شده بود زنِ نقاش که به نظر میرسد بیش از هرچیز میخواهد در مسیر کلاسیکها گام بردارد، بهطرزی شگفتآور در زمینهی بیانْ توانمند است؛ گفته شده بود در کار او نمیتوان میل به «زیباسازی» یا «زشتسازی عامدانه»ای را که در بسیاری از خودنگارههای هنرمندان دیده میشود، سراغ گرفت؛ ادعا شده بود درنهایتْ پس از مداقههای تکنیکی بسیار به این نکته رسیدهاند که زنِ تصویرشده در تابلو از منظر حالت و بیانِ چهره، حاصل تصادفیْ عجیب و بهطرزی اعجابآور، بسیار شبیه تصویرِ مریمِ مادر در تابلویِ Madonna delle Arpie اثر آندرئا دِل سارتوست و با لحن نیمهشوخ، برای «مادونّایی با پالتوی خز» آرزوی موفقیت کرده، به نقاش دیگری پرداخته شده بود.»
«روز بعد اولین کارم این شد که به یکی از مغازههای فروشِ کپیِ آثار معروف رفته، پیِ مادونّایِ هارپیها بگردم. در آلبوم بزرگی که به آثار سارتو اختصاص داشت، یافتمش. اگرچه این کپی، با چاپ افتضاحش، چیز زیادی عیان نمیکرد، نشان میداد صاحب یادداشت حق داشته است: موقعیت این مادونّا که با فرزند مقدسش در جایی بلند قرار گرفته بود، چشمهای بهزمیندوختهاش که مرد ریشدار و مرد جوانِ ایستاده در دو سویش را هیچ میانگاشت، چهرهاش، وضعیت سرش، ملال و دلآزردگیِ بهوضوحآشکار در نگاه و لبهایش، عیناً شبیه تابلویی بود که دیروز دیده بودم. چون این برگِ مجموعه را جداگانه میفروختند، فوری خریدمش و به اتاقم برگشتم. وقتی دقیق نگاه کردم، به این نتیجه رسیدم که در این تابلو، از منظر هنری، ویژگی مهمی هست. در زندگیام برای نخستین بار با چنین مادونّایی روبهرو میشدم: تصویرهای مریمِ مادر که تاکنون دیده بودم، بیان معصومانهای داشتند با اندکتأکیدی بیش از حدِ لزوم یا حتی چنان اغراقشده که نابجا مینمود؛ وقتی به فرزندی که در آغوش داشتند مینگریستند، به کودکان خردسالی میماندند که میخواهد بگوید: «دیدید؟ خدا چهچیزی به من هدیه داد!» یا به دختران خدمتکاری شباهت داشتند که با لبخندی ماتومبهوت، به فرزندی مینگرند که از مردی که نمیتوانند نامش را ببرند، ناخواسته، صاحب شدهاند. حالاینکه مریمِ تابلویِ سارتو زنی بود که خردمندی را آموخته، موضعش را در قبال موارد مربوط به زندگی روشن کرده و به خوارداشتِ جهان برخاسته است. نه به قدیسهایی که در دو سویش بهحالت پرستش ایستاده بودند مینگریست، نه به مسیحِ در آغوشش و نه حتی به آسمان؛ به خاک چشم دوخته بود و بهیقین چیزهایی میدید» (ص ۶۳ - ۶۵).
در بالا تصویر تابلوی دل سارتو، مادونای هارپیها، را میبینید که در متن رمان به آن اشاره شده است.
مادونایی با پالتوی خز (اطلاعات بیشتر)
نشر موم (تهران: ۱۴۰۴)
فروش اینترنتی: یازبوک (اینجا)
پخش: کارون (اینجا)
Sabahattin Ali/ Kürk Mantolu Madonna
مادونایی با پالتوی خز